تبليغاتX
كتاب و كتابخانه و كتابدار

كتاب و كتابخانه و كتابدار

کتاب و فرهنگ

نشريه اينترنتي فلسفي به زبان ساده

New Minds نشريه اينترنتي فلسفي است كه از سوي دانشگاه ادینبرگ انگلیس با رويكردي آموزشي و عامه فهم از اين پس براي دوستداران فلسفه منتشر خواهد شد.

نشریۀ New Minds (اذهان جدید)، نشریۀ جدیدی است در اینترنت که هدف آن جذب دانشجویان غیرفلسفه به گفتمان فلسفی و گسترش توسل جویی به فلسفه است. مسئولین این نشریه امیدوارند که از این طریق تصویر خشکی را که دانشجویان غیرفلسفه به اشتباه از فلسفه در ذهن دارند، تغییر دهند.
New Minds نشریۀ دانشگاه ادینبرگ انگلیس است. علاقه مندان می توانند برای دسترسی به این نشریه، به این آدرس اینترنتی مراجعه کنند: http://www.new-minds.co.uk

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 12:31  توسط بذرافشان  | 

سايت هاي اختصاصي برخی از ناشران

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 8:56  توسط بذرافشان  | 

تأثير رده بندى ارسطو بر رده بندى هاى اسلامى

تأثير رده بندى ارسطو بر رده بندى هاى اسلامى/مرتضي محمدنيا

 مقدمه
علم در ابتدا واحد بوده سپس به علوم مختلف تقسيم حاصل شده است, با اين حال نبايد از وحدت علم غافل بود.
در صدر تاريخ حكمت يونان, علم يكى بود و به آن فلسفه مى گفتند و لفظ فلسفه بر مجموعه معرفت هاى نظرى و عملى بشر يعنى افكار علمى راجع به طبيعت و انسان و نظريات درباره حقايق اشيا و تصورات راجع به زيبايى و خير اطلاق مى شد.د ر اين معنى كسانى مانند فيثاغورس در قرن ششم قبل از ميلاد خود را فيلسوف مى ناميدند. اما هرقدر كه شناسايى پيشرفت حاصل كرد و افزون گشت, امكان احاطه يك نفر بر جميع معرفت هاى بشرى كمتر مى شد. بدين وجه, كم كم علم از صورت واحد خارج گشت و تأليفى شد از علوم مختلف; دانشمندان هركدام رشته اى را برگزيدند و دامنه فعاليت علمى خود را به يك رشته محدود ساختند و تخصص در يك علم را اختيار كردند. پس براى مانع شدن از قطع رابطه بين علوم و از ميان رفتن وحدتى كه انسان طالب آن است, در دست داشتن طبقه بندى صحيحى از علوم لازم است. طبقه بندى علوم, علاوه بر اين كه ما را از سير و چگونگى پيشرفت بشر آگاه مى سازد, مى تواند در طرز تعليم اين علوم نيز به ما كمك شايانى كند (شاله, 60 ـ 54).
طبقه بندى علوم همواره مورد توجه فلاسفه و دانشمندان كتابدار بوده و هست. طرح يا نظام رده بندى به منزله نقشه كاملى از رشته هاى دانش است و كليه مفاهيم علمى و روابط بين آنها را نشان مى دهد. چنين طرح هايى ممكن است به منظورهاى مختلف باشد.

انواع طرح هاى رده بندى
طرح هاى رده بندى با توجه به هدف آنها به دو دسته نظرى و عملى تقسيم مى شود. براى رده بندى نظرى تقسيمات ذيل را قائل شده اند:
1. رده بندى فلسفى و علمى كه به طور مجرد ناظر بر ترتيب علوم يا ترتيب اشيا است.
2. رده بندى آموزشى كه در ارتباط با برنامه هاى آموزشى تهيه مى شود.
3. رده بندى دائرةالمعارفى كه تقريباً مشابه رده بندى آموزشى است, با اين تفاوت كه حاوى برخى مطالب از جمع مختصرى در باب هر يك از علوم نيز هست.
طرح هاى عملى نيز به رده بندى كتابخانه اى براى تنظيم كتب در قفسه كتابخانه ها و رده بندى كتاب شناختى براى تنظيم كتاب شناسى ها يا فهرست ها تقسيم مى شود. از ميان رده بندى هاى نظرى, رده بندى ارسطو را مى توان نام برد كه در مباحث بعدى به آن اشاره مى شود (حقيقى, 46).

لزوم طرح هاى رده بندى
اگر بزرگان علم و فلسفه و دين درباره طبقه بندى علوم اظهارنظر كرده اند به اين دليل است كه ساختمان ذهنى و فكرى انسان همواره نيازمند نظم و انتظام بوده و هست. دانش و آموخته هاى انسان بايد همواره انتظام لازم را داشته باشد و ارتباط آن با يكديگر روشن باشد و لذا دانشمندان در هر زمانى نظر خويش را در اين رابطه بيان كرده اند (فدائى عراقى, 288).

ويژگى هاى طرح هاى گذشته
همه طرح هاى گذشته كه محصول فكر بشر هستند به نوعى داراى تسامح و قصورند, فى المثل درباره طرح ارسطو كه علوم را به سه قسمت تقسيم كرده است, مى توان پرسيد كه آيا در حكمت عملى, نظر مطرح نيست و آيا انديشه و نظر با عمل توأم نيست, اگر نيست چگونه شناخته مى شود و آيا عمل در انديشه نظرى نگارش و انتقال آن نيست, آيا انديشه ذهنى را نمى توان نوعى كار و عمل فكرى به حساب آورد يا در حكمت عملى كه در واقع نسبت به حكمت نظرى سبك وزن تر به حساب آمده نظر و انديشه مطرح نيست. از گروهى كه علوم را به عقلى و نقلى تقسيم كرده اند مى توان پرسيد كه آيا در علوم عقلى, نقل مطرح نيست و متقابلاً در علوم نقلى, عقل دخالت ندارد. يا از آنهايى كه علوم را به دنيا و آخرت تقسيم كرده اند, مى توان سؤال كرد آيا بين دنيا و آخرت مى توان تفاوتى قائل شد, آيا دنيا و آخرت در ارتباط با يكديگر نيستند, آيا آخرت ادامه دنيا نيست, چگونه مى توان علوم دنيايى را از علوم آخرتى جدا كرد. آنهايى كه علوم را به علوم اوائل و علوم اواخر تقسيم كرده اند, در واقع يك تقسيم بندى زمانى كرده اند, آيا علوم مربوط به اوائل در علوم اواخر تأثير و نفوذى ندارد. همچنين غزالى كه علوم را به دو دسته, علوم فرض و علوم كفايت تقسيم مى كند, خارج از اين دو, علومى ديگر يافت نمى شود (فدائى عراقى, 295).

مهمترين ويژگى هاى رده بندى هاى اسلامى
عموم و خصوص: يعنى از موضوعات عام به خاص رفتن و اشتقاق موضوعات اخص از اعم. اين قاعده عموم و خصوص ـ كه برخى از آنها به اصل و فرع تفسير كرده اند ـ مهمترين و اساسى ترين قواعد در تنظيم طبقه بندى هاست.
توقف يا اناطه: تعليم و تعلّم بعضى علوم موقوف است بر آگاهى بر دانش هاى ديگر, مانند توقف بلاغت بر صرف و نحو و علم طب بر علم تشريح و علم فقه بر علم اصول. اين قاعده كه در نظام تعليمات مدارس اسلامى رعايت مى شده است در طبقه بندى نيز اثر گذاشته است و اغلب اين قاعده را در نظر داشته اند.
اشرفيّت: يعنى ترتيب علوم بر حسب اشرفيت و افضليت. اين ضابطه البته مبناى عقيدتى دارد و چون (اشرفيّت) امرى نسبى و اضافى است و به حسب ملل و اديان و اقاليم تفاوت مى كند نمى تواند چندان پايه علمى داشته باشد (طاهرى عراقى, 11).

طرح رده بندى ارسطو
ارسطو نخستين كسى بود كه به رده بندى دانش متوجه شد و تقسيماتى را بنيان نهاد كه در طول قرون نفوذى عميق يافت. وى علوم را به سه قسمت عمده يعنى: علوم نظرى (رياضيات و فيزيك و ماوراءالطبيعه) و علوم عملى (اخلاق و سياست مدن و تدبير منزل) و علوم ذوقى يا خلاق (خطابه, شعر و جدل) تقسيم كرد (شاله, 59). اساس دو گروه نخست, همان است كه در زمان ما به نام علوم محض و علوم عملى خوانده مى شود. گروه نظرى مسائلى را در بر مى گيرد كه با شناختن حقيقت سر و كار دارند و غرض از مطالعه آنها دگرگون ساختن نيست, مانند فلسفه و دين و روان و رياضيات. گروه عملى آن دسته از مسائلى است كه هدف از مطالعه آنها ايجاد تغيير و يافتن بهترين راه است. گره سوم شامل پديد آوردن آثارى است كه انسان خلق مى كند (ابرامى, 144). ارسطو منطق را يك علم مجزا و قائم بذات در نظر نگرفت, بلكه با آن به عنوان مطالعه مقدماتى براى تمامى علوم رفتار كرد. محتواى رياضيات ارسطو شامل چهار علم افلاطون ـ حساب, هندسه, نجوم و موسيقى ـ به اضافه علم مناظر و مكانيك مى شد و فيزيك را كه افلاطون كاملاً از آنها غفلت كرده بود در خود جا مى دهد.
در مجموع فيزيك از ديد ارسطو شامل: مبادى طبيعت, نظم و حركت ستارگان و اجسام زمينى, كون و فساد به طور كلى, زيست شناسى, گياه شناسى و جانورشناسى است (داوودى, 45).

ايرادات وارده بر رده بندى ارسطو
1. علوم و فنون را در يك جدول بدون توجه به وجوه شخصى آنها قرار داده است. 2. به علوم نظرى ميدان بسيار معدودى اختصاص داده است و از علم تاريخ مطلقاً غفلت كرده است.
3. اين طبقه بندى نتوانسته است به حد كافى سه عمل تفكر, اراده و ابداع و ايجاد را از هم مجزا سازد, زيرا آنها پيوسته با هم رابطه نزديك دارند و در يكديگر مؤثرند. در حقيقت در هر علم نظرى كم و بيش جنبه ارادى وجود دارد و در هر علم ارادى و عملى جنبه نظرى دخالت و تأثير دارد و چنين است در علوم شعرى كه به طور كلى از تفكر و عمل دور و بيگانه نيست (شاله, 175).
در قلمرو تمدن اسلامى نيز علوم مد توجه دانشمندان و فلاسفه بوده است. در واقع از اواسط قرن دوم تا پايان قرن چهارم ق دانشمندان به نقل و ترجمه علوم اقوام ديگر به ويژه علوم و معارف يونانى پرداختند و معارف يونانى به جهان اسلام منتقل گرديد. به اين ترتيب گنجينه اى از دانش و اطلاعات آن روزگار براى مسلمين فراهم شد و متفكران و دانشمندان در قلمرو تمدن اسلامى به رشد و توسعه اين علوم همت گماشتند و در رشته هاى مختلف سرگرم تحقيق و ابداع شدند و آثار متعددى پديد آوردند (حقيقى,46). همان طورى كه مى دانيم ارسطو علوم را به سه دسته تقسيم كرد, اكثر دانشمندان اسلامى نيز از اين طرح استفاده كرده اند و در واقع شيوه علماى اسلامى در رده بندى علوم مستقيماً از رده بندى ارسطو متأثر بوده است, با اين تفاوت كه علوم جديدى كه از سوى دانشمندان اسلامى باب گرديده بود به آن رده بندى افزوده شد. مهارت علماى اسلامى در تدوين طرح هاى رده بندى بر آن پايه است كه بسيارى از دانشمندان اروپايى را به تحسين واداشته است. در رابطه با تأثير رده بندى هاى دانشمندان اسلامى بر كيفيت چيدن كتب و ترتيب آنها در كتابخانه ها متأسفانه اطلاعات چندان درخور توجهى وجود ندارد. البته بى گمان غرض از اين طبقه بندى كتاب هم نمى تواند جدا از طبقه بندى علوم باشد. البته در اين جا بايد اعتراف كنيم كه درباره طبقه بندى كتب كتابخانه ها بسيار كم مى دانيم (حقيقى, 47). علماى اسلامى در باب رده بندى فعالانه مشاركت داشته اند. ظاهراً قديمى ترين اثر به جا مانده درباره طبقه بندى دانش ها كتاب حدود جابر بن حيّان (متوفى 200ق) حكيم شيمى دان است (طاهرى عراقى,9). به طور كلى كسانى در تمدن اسلامى در اين زمينه طرح هايى ارائه داده اند كه به ترتيب از ايشان نام مى بريم و پس از رده بندى معدودى از آنها را ذكر مى نماييم;
خليل بن احمد (وفات 175ق); جابر بن حيّان (وفات 200ق); كندى (وفات252); ابوزيد بلخى (وفات322); شعيابن فريغون (وفات 344ق); ابونصر فارابى (وفات 339ق); ابن نديم (وفات 385ق); اخوان الصفا (ق4); خوارزمى (وفات 387ق); ابن سينا (وفات 429ق); ابوريحان بيرونى(وفات 440); ابن حزم اندلسى (وفات 456); غزالى(وفات 505ق); امام فخر رازى (وفات 606ق); خواجه نصيرالدين طوسى; قطب الدين شيرازى(وفات 710ق); شمس الدين آملى (وفات 742ق); ابن اكفانى(وفات 749ق); قلقشندى (وفات82ق); طاش كبرى زاده (968ق); ملاصدرا (1050ق); حاجى خليفه (1067ق); تهانوى ـ وفات 1159ق (فدايى عراقى, 289).
1. احصاء العلوم فارابى
وى از دانشمندانى است كه دانش بشرى را رده بندى كرده اند. او در قرن سوم ق در كتاب احصاء العلوم خود دست به اين كار زد. به شيوه خاص علوم را رده بندى كرد و حدود هر علمى را با سليقه اى خاص مشخص نمود. بعد از وى بسيارى از دانشمندان اسلامى با اندك تفسيرى تقسيم بندى فارابى را پذيرفته اند و نفوذ آن در اروپاى قرون وسطى نيز آشكار است. رده بندى فارابى را مى توان چنين خلاصه كرد:
اول. علم زبان مشتمل بر هفت بخش: علم الفاظ مفرد; علم الفاظ مركب; علم قوانين الفاظ مفرد; علم قوانين الفاظ مركب; علم قوانين درست نوشتن; علم قوانين درست خواندن; علم تطبيق درست نوشتن و درست خواندن.
دوم. علم منطق مشتمل بر هفت بخش: قوانين مفردات معقولات و الفاظ نماينده آنها; قوانين معقولات مركب و الفاظ نماينده آنها; قوانين سنجش قياس هاى مشترك در صناعات خمس; قوانين امتحان گفتارهاى برهانى; قوانين امتحان گفتارهاى جدلى; قوانين آزمون و سنجش گفتارهاى خطابى و بحث در امور مربوط به صناعات خطابه; قوانين سنجش اشعار و گفتارهاى شعرى و بحث در اقسام شعر.
سوم. علم تعاليم (رياضيات) مشتمل بر هفت بخش: علم عدد; علم هندسه; علم مناظر; علم نجوم; علم موسيقى; علم اثقال در تعيين اوزان و بحث در اصول افزارهايى كه براى برداشتن اجسام سنگين به كار مى رود; علم جبل كه از آن جمله است جبر و مقابله و معمارى و مهندسى و علم ساختن آلات نجوم.
چهارم. علم طبيعى و الهى: الف) علم طبيعى (فيزيك) مشتمل بر هفت بخش:
بحث در آنچه ميان اجسام طبيعى مشترك است; بحث در اجسام بسيط و نيز بحث در عناصر اجسام مركب; بحث در پيدا شدن و نابود شدن اجسام طبيعى; بحث در اغراض و انفعالات مختص به عناصر; بحث در اجسام تركيب يافته از عناصر; بحث در معادن; بحث در علوم گياهى و جانوران. ب) علوم الهى يا مابعدالطبيعى بر سه بخش: بحث در موجودات و اشيا از لحاظ وجود; بحث در اصول و مبادى بر آئين در علوم; نظرى خاص: مبادى علم منطق, مبادى علوم تعاليم يا مبادى علم طبيعى; بحث در موجوداتى كه جسم نيستند و در اجسام جاى ندارند و اثبات اين كه همه موجودات به يك اولى مى رسند كه چيزى بر او مقدم نيست و او واحد مطلق است.
پنجم. علم مدنى (=اخلاق و سياست) و علم فقه و علم كلام (ابرامى, 146).
در ضمن بايد اشاره كرد فصل منطق اين كتاب بسيار شهرت يافت و اين اثر از قديم معروفيت زيادى پيدا كرد. راجر بيكن نيز در آثارش به استفاده از احصاء العلوم اشاره مى كند, او (فارابى را در شمار اقليدس و بطلميوس و بنيوس و سن اگوستين ياد مى كند و در كتاب خود به نام اپوستريتوم (opusteritum) نظر محققان را به آثار آنان, مخصوصا به كتاب احصاء العلوم فارابى جلب مى كند) (حقيقى, 47).
اين اثر شايد از نخستين نمونه تقسيم بندى علوم در جهان اسلام است كه در اصل به زبان عربى نوشته شده است (دائرةالمعارف تشيع, 505). نكته قابل توجه در اين رده بندى اضافه كردن جبر به رياضيات از طرف اوست و از طرف ديگر وى نيز مانند ارسطو منطق را علمى جدا به حساب مى آورد و در ضمن تأكيد رده بندى فارابى بيشتر بر علوم عقليه است (داوودى, 49).

2. الفهرست ابن نديم (قرن4)
اين كتاب به ترتيب موضوعى تنظيم شده و در ذيل هر موضوع به ترتيب نام مؤلفان, فهرست تأليفات آنها نقل شده است. الفهرست به ده مقاله به شرح زير, منقسم شده است:
مقاله اول در سه فن: لغات و خطوط عربى و عجم, كتب شريعت اسلامى و كتب مربوط به قرآن و اخيار قراى سبعه.
مقاله دوم در سه فن: در نحويان و لغويان.
مقاله سوم در سه فن: در اخبار و آداب و سير و انساب.
مقاله چهارم در دو فن: شعر و شعرا.
مقاله پنجم در پنج فن: در كلام و متكلمين.
مقاله ششم در هشت فن: در اخبار فقها.
مقاله هفتم در سه فن: در فلسفه و علوم قديم.
مقاله هشتم در سه فن: در خرافات و غرايم و سحر و شعبده.
مقاله نهم در دو فن: در مذاهب و اعتقادات.
مقاله دهم: در اخبار كيمياگران.
ترجمه فارسى الفهرست در سال 1343ش به همت محمدرضا تجدد به انجام رسيد و منتشر گرديد (مرادى, 36).

3. رسائل اخوان الصفاء
هدف گروه اخوان الصفاء و خلاّن الوفاء گسترش معرفت فلسفى و نزديك كردن حكمت يونانى و دين اسلام به هم. رسائل اخوان الصفا شامل تمام مسائل علوم منطقى و رياضى و طبيعى و الهى و حكمت عملى است و با دقت در مطالب آنها دريافته مى شود كه نويسندگان اين رسائل پس از تدقيق و امعان نظر در مسائل فوق و با علم وافر به نوشتن آنها دست زده و در بسيارى از موارد به تطبيق عقايد و اصطلاحات فلاسفه و اصطلاحات دينى و تأويلاتى در آنها مبادرت كرده اند. اين رسائل به چهار قسمت تقسيم شده اند:
ـ رسائل رياضيه تعليميه, شامل چهارده رساله;
ـ رسائل جسمانيه طبيعيه, شامل هفده رساله;
ـ رسائل نفسانيه عقليه, شامل ده رساله;
ـ رسائل ناموسيه الهيه و شرعيه و دينيه, شامل يازده رساله.
در پايان اين رسالات يك رساله آمده كه جامع تمام مسائل مذكور در رسالات فوق است و در مقدمه آن هم يك رساله در شرح مطالب در هر رساله و دسته بندى و غرض از تأليف آنها قرار داده شده است و بنابراين مجموعه همه اين رسالات به 54 مى رسد (مرادى, 95).

4. مفاتيح العلوم از خوارزمى (قرن4)
اين اثر كتابى دائرةالمعارف گونه در شرح لغات علمى است. خوارزمى اين اثر را به دو قسمت مشخص (علوم مذهبى (عرب)) يا علوم شرعيه و (علوم غير عرب) يا علوم العجم تقسيم كرده است. اگرچه طرح و ساختار مفاتيح به گونه يك دائرةالمعارف است, اما محتواى آن يادآور كتاب هاى قاموس عربى مورد استفاده منشيان دربارى است. وى در نگارش اثر از روش لغت شناس عرب خليل بن احمد صاحب كتاب العين پيروى كرده است (مرادى, 97). اين كتاب شامل پانزده علم در دو مقالت است. وى طب و كيميا و تاريخ را بر علوم موجود در احصاءالعلوم اضافه كرد (داوودى, 49).

5. فى اقسام العلوم العقليه ابن سينا (قرن5)
ابوعلى سينا از جمله در اين رساله حكمت را به نظرى و عملى تقسيم كرده است و حكمت نظرى را سه قسم دانسته است: علم طبيعى; علم رياضى; علم الهى. حكمت عملى را نيز به اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن تقسيم كرده است. پس هر يك از علوم طبيعى و رياضى و الهى را به اصلى و فرعى تقسيم كرده و براى هر يك اقسامى ذكر كرده است (شاله, 59). ابن سينا در كل علوم را به منطق, علم طبيعى, علم رياضى, علم الهى, علم كلى, علم اخلاق, تدبير منزل, تدبير مدينه تقسيم بندى كرده است (داوودى, 50).
6. مراتب العلوم ابن حزم اندلسى (قرن5)
ابن حزم در اين اثر تقسيم بندى از هفت علم نام مى برد كه سه مورد آن سبب جدايى امتى از امت ديگر مى شود: علم شريعت; علم اخبار (تاريخ); علم زبان (لغت) كه وجه تمايز امت هاست. اما در چهار علم ديگر همه امت ها اتفاق دارند: علم نجوم; علم حساب; علم پزشكى; فلسفه.

7. جامع العلوم يا حدايق الانوار فى حقايق الاسرار از فخرالدين رازى (قرن7و6)
اين اثر, دائرةالمعارفى است از علوم متداوله زمان. بعضى از نسخ اين كتاب شامل چهل علم است و به همين سبب هم حاجى خليفه ـ در كشف الظنون ـ آن را جامع چهل علم شمرده است. در پاره اى نسخ بيشتر از چهل علم و در بعضى شصت علم مورد بحث قرار گرفته است و از اين روى كتاب را (ستينى) هم مى گويند (مرادى, 98).

8. اخلاق ناصرى از خواجه نصيرالدين توسى (قرن7)
وى در مقدمه اين كتاب علوم را به دو دسته تقسيم مى كند: حكمت نظرى; حكمت عملى
حكمت نظرى شامل:
علم مابعدالطبيعه كه خود شامل دو فن است. معرفةالله (علم الهى); معرفت امور كلى كه احوال موجودات است (فلسفه اولى).
2. علم رياضى; اصول علم رياضى چهار نوع بود: معرفت مقادير و احكام و لواحق آن (علم هندسه); معرفت اعداد و خواص آن (علم عدد); معرفت اختلاف اوضاع اجرام علوى به نسبت با يكديگر و اجرام سفلى و مقادير حركات و اجرام و ابعاد ايشان (علوم نجوم); معرفت نسبت مؤلفه و احوال آن (علم تأليف).
3. علم طبيعى شامل هشت صنف بود: معرفت مبادى متغيرات, چون زمان و مكان و حركت و سكون (سماع طبيعى); معرفت اجسام بسيطه و مركبه و احكام بسايط علومى و سفلى و آن را سماء و عالم گويند; معرفت اركان و عناصر و تبدّل صور بر ماده مشتركه و آن را علم كون و فساد گويند; معرفت اسباب و علل حدوث حوادث هوايى و ارضى مانند رعد و برق و صاعقه و باران (آثار علوى); معرفت مركبات و كيفيت تركيب آن (علم معادن); معرفت اجسام ناميه و نفوس و قواى آن (علم نبات); معرفت احوال اجسام متحركه (علم حيوان); معرفت احوال نفس ناطقه انسانى و چگونگى تدبير و تصرّف او در بدن و غير بدن (علم نفس).
اما علم منطق كه حكيم ارسطاطاليس آن را مدوّن كرده است و از قوت به فعل درآورده مقصور است بر دانستن كيفيت دانستن چيزها و طريق اكتساف مجهولات. پس در حقيقت آن علم به علم است و به منزلت ادات است براى تحصيل ديگر علوم. اين است تمامى اقسام حكمت نظرى.
حكمت عملى شامل تهذيب اخلاق و تدبير منزل و سياست مُدن است (خواجه نصيرالدين توسى, 4ـ 38). وى پزشكى را به فيزيك اضافه كرد و ستاره شناسى و كشاورزى را به تقسيم بندى علوم اضافه كرد (داوودى, 51).

9. درةالتاج لغزة الدباج يا اُنموذج العلوم از قطب الدين شيرازى (قرن8و7)
اين اثر دائرةالمعارفى فلسفى به زبان فارسى است و به دليل آن كه دوازده علم را شامل مى شده, بعدها به اُنموذج العلوم معروف مى شود. قطب الدين در نگارش اين اثر, پس از مقدمه اى بر علم, آن را در پنج مجلد به اين ترتيب نگاشته است: منطق در هفت مقالت; فلسفه اولى در دو فن و هر فن در هفت مقالت; طبيعيات در دو فن و هر فن در هفت مقالت; رياضيات در چهار فن و در مجموع مشتمل بر سى و هفت مقالت; علم الهى در دو فن و هر فن مشتمل بر هفت مقالت; خاتمه در چهار قطب مشتمل بر اصول دين و فروع آن و حكمت عملى و سلوك راه حق. قطب الدين بخش هايى از درةالتاج را با كمى تغيير در عبارات از اسرار التنزيل فخرالدين رازى و احياءالعلوم الدين غزالى و اقسام العلوم العقليه ابن سينا آورده است. طرح اصلى كتاب درةالتاج مشتمل بر مقدمه, منطق, طبيعيات, رياضيات و علم الهى است. مراجعه به تاريخ حكمت ايرانى ـ اسلامى در دوران مابعد قطب الدين شيرازى آشكار مى كند كه اين كتاب مورد توجه بسيارى از علماى بعد از او قرار گرفته است و نخستين دائرةالمعارف فلسفى است كه به زبان فارسى نگاشته شده است و در ضمن اين اثر برخلاف ساير دانشنامه هاى موجود, علوم دينى را نيز در بر گرفته است (كريمى زنجانى, 469). مؤلف اين كتاب در تدوين آن غير از تحريرات قديم رياضى و كتب ابن سينا از تصنيفات شيخ اشراق و شاگردان او نيز ظاهراً استفاده كرده است.

10. نفائس الفنون فى عرائس العيون از شمس الدين آملى (قرن8)
اين اثر درباره شرح موضوعات علوم است كه در حكم دائرةالمعارف جامع و مفصلى در علوم قديم است كه مؤلف, آن را با نهايت تبحّر و دقت نوشته و در همه ابواب چنان كه بايد از عهده كار دشوار خود برآمده و مطالب غامض علمى را با انشايى درست و متقن به صراحت و روشنى ادا كرده است. اين اثر متضمن بحث در 75 علم از علوم اوايل و 85 علم از علوم عهد اسلامى است. آملى پيش از شروع به بحث درباره اقسام علومى كه نام برده ايم مقدمه اى مشتمل بر سه فايده ترتيب داده, (يكى بيان شرف علم, دوم تقسيم علوم, سيم در ترتيب كتب) و آن (فايده) كه در تقسيم علوم است با آن كه كوتاه است, براى شناخت نظر قدما درباره علوم و تقسيمات آن سودمند به نظر مى آيد. بعد از اين مقدمه شمس الدين آملى به بحث درباره (علوم اواخر, متضمن هشتاد و پنج علم كه بر 36 فن نهاده شده) و سپس درباره (علوم اوايل متضمن 75 علم كه آن بر 33 فن نهاده شده) قيام كرده و هر فن را به فصولى تقسيم كرده است (مرادى, 98).

11. مقدمه ابن خلدون (قرن9)
وى علوم را به دو دسته نقلى و عقلى تقسيم مى كند. علوم عقلى مسائلى است كه براى انسان طبيعى است, از اين رو كه وى داراى انديشه است و بنابراين دانش هاى مزبور اختصاص به ملت معينى ندارد, بلكه همه افراد, همه ملت ها در آن مى انديشند و در درك مسائل و مباحث آن با هم برابرند و اين دانش ها در نوع بشر از آغاز اجتماع و عمران طبيعى وجود داشته است و آنها را به نام دانش هاى فلسفه و حكمت مى خوانند و مشتمل بر چهار دانش است:
ـ دانش منطق;
ـ دانش ارثماطيقى (Arithmetique);
ـ دانش موسيقى;
ـ هيئت (نجوم) (عبدالرحمن بن خلدون, 999).

12. مفتاح السعاده و مصباح السيادة از طاش كپرى زاده
مفتاح السعادة دائرةالمعارفى است در علوم و فنون به زبان عربى كه كمال الدين طاش كپرى زاده (پسر مؤلف) آن را در اوايل سده يازدهم از عربى به تركى ترجمه كرد. طاش كامل ترين رده بندى در جهان اسلام را ارائه داده است (مرادى, 99). وى علوم را به هفت بخش تقسيم مى كند:
بيان; فصاحت; منطق; فلسفه نظرى; فلسفه عملى; علم, ايجابى نظرى; علم ايجابى عملى (داوودى, 50).
13. كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون اثر حاجى خليفه (قرن11)
اين اثر, كتابى است الفبايى حاوى اسامى كتاب هاى اسلامى و شرح حال مؤلفان آنها كه اكثراً آنها را حاجى خليفه در كتابخانه هاى استانبول و دمشق ديده و يادداشت كرده است. اين كتاب حاوى مقدمه اى بسيار طولانى و جامع در احوال علوم است كه به فصول و باب هايى چند تقسيم مى شود:
فصل اول. در ماهيت علم;
فصل دوم. اختلاف نظرها و قول ها درباره علم;
فصل سوم. در موضوع غايت علم مدون;
فصل چهارم. در پيرامون تقسيم علوم;
فصل پنجم. در مراتب شرافت علوم (مرادى, 37).
در اين كتاب حدود پانزده هزار كتاب معرفى شده است و تقسيمات آن داراى جزئيات است به نحوى كه سيصد نوع دانش و فن و صنعت را معرفى مى كند (داوودى,50).

منابع
1. هوشنگ ابرامى. شناختى از دانش شناسى (علوم كتابدارى و دانش رسانى), نشر كتابدار, تهران, 1378.
2. محمود حقيقى. مرورى بر رده بندى نظرى و رده بندى عملى), نشريه علوم تربيتى دانشكده روان شناسى دانشگاه تهران, ش3و4, 1346.
3. مهدى داوودى.(مطالعه تطبيقى ـ تاريخى رده بندى دانش و رده بندى كتابخانه اى با تأكيد بر تأثير فرانسيس بيكن و آگوست كنت بر رده بندى دهدهى ديوئى), پايان نامه كارشناسى ارشد كتابدارى دانشكده روان شناسى دانشگاه تهران, 70ـ1369.
4. دائرةالمعارف تشيع, زيرنظر احمد صدر حاج سيد جوادى و كامران فانى و بهاءالدين خرمشاهى, ج1, بنياد اسلامى طاهر, تهران, 1366.
5.خواجه نصيرالدين طوسى, اخلاق ناصرى, تصحيح و توضيح مجتبى مينوى و عليرضا حيدرى خوارزمى, تهران, 1356.
6.فليس شاله. شناخت روش علوم يا فلسفه عملى, ترجمه يحيى مهدوى, دانشگاه تهران, تهران, 1346.
7.احمد طاهرى عراقى. رده BP: اسلام, كتابخانه ملى, تهران, 1376.
8. عبدالرحمن بن خلدون, مقدمه ابن خلدون, ترجمه محمد پروين گنابادى, مركز انتشارات علمى و فرهنگى, تهران, 1362.
9.غلامرضا فدايى عراقى. طرحى نو در طبقه بندى علوم, مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران, تابستان و پاييز 1380.
10.محمد كريمى زنجانى. درة التاج, دائرةالمعارف تشيع, ج7, نشر سعيد محبّى, تهران, 1378.
11.نورالله مرادى. مرجع شناسى: شناخت خدمات و كتاب هاى مرجع, فرهنگ معاصر, تهران, 1376.
12.محمدباقر مقدم. درآمدى بر رده بندى علوم, كتابخانه حضرت آيت الله العظمى مرعشى نجفى(ره), قم, 1373.

 برگرفته از:آينه پژوهش شماره 96 :بهمن و اسفند 1384 http://www.isca.ac.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 8:0  توسط بذرافشان  | 

معرفي كتاب هاي چاپ جديد

مجموعه ها
روش تحقيق

محمد رنجبر, چاپ اوّل, پرسش, آبادان, 1384, 268ص, وزيرى.
در فصل اول كتاب چگونگى شكل گيرى قدم به قدم تحقيق علمى بررسى مى شود و در نهايت نظريه علمى تعريف مى شود. در فصل دوم اهميت موضوع تحقيق و مسائل تحقيق تحليل مى شود و شناختى كلى درباره موضوعى كه قرار است تحقيق شود در اختيار خوانندگان و پژوهشگران قرار مى گيرد. فصل سوم به نيازهاى اساسى در زمينه طرح تحقيقاتى اختصاص دارد. موضوع فصل هاى ديگر عبارتند از: انواع مختلف طرح هاى تحقيقاتى; اصولى كه بايد در تهيه تحقيق مورد توجه قرار گيرد; نمونه گيرى; طرز تهيه و تدوين پرسشنامه; تجزيه و تحليل اطلاعات و روش تنظيم و تحقيق فهرست منابع و مأخذ.

تراث الزيديه
سيد على موسوى نژاد, چاپ اوّل, مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب, تهران, 1384, 468ص, وزيرى.
اين مجموعه به زبان عربى مشتمل بر آثار و كتبِ دانشمندان مذهب زيديه و جنبش ها و حركت هاى آنان از آغاز تاكنون است. مؤلف كتاب خود را براساس قرن اول تا قرن پانزدهم تنظيم نموده و ضمن معرفى افراد و اشخاص به آثار و اقدامات آنان و اتفاقات و رخدادهاى مهم اشاره نموده است.

مباحث نظرى در كتابدارى و اطلاع رسانى: مجموعه مقاله
فاطمه رهادوست, چاپ اوّل, نشر كتابدار, تهران, 1384, 134ص, رقعى.
هدف از تدوين اين كتاب تبيين اهميت و ضرورت پرداختن به مباحث نظرى در كتابدارى و اطلاع رسانى است كه در قالب اين مباحث مطرح شده است: درآمدى بر آسيب شناسى كتابدارى و اطلاع رسانى در ايران; ضعف زبان و اختلال در انتقال, مصرف و توليد اطلاعات: پژوهشى در زمينه دانش ترجمه مترجمان مقالات كتابدارى; پست مدرنيسم و كتابدارى و اطلاع رسانى; كتابدارى و اطلاع رسانى پزشكى و آشفتگى هاى زبان جامعه پزشكى; درد مشترك كتابدارى و پزشكى; بازنگرى چند بعدى اطلاع رسانى و اصطلاح نامه سازى در عصر ورود به پارادايم نو با به كارگيرى رويكرد ماتريس; علم گرايى و پوزيتيويسم در كتابدارى و اطلاع رسانى; معرفت شناسى اجتماعى و كتابدارى و اطلاع رسانى; پديدارشناسى و كتابدارى و اطلاع رسانى; اشاراتى به مسائل اصطلاح نامه سازى و نقد اجتماعى علمى كتابدارى و اطلاع رسانى ايران.

نخستين همايش روش تحقيق در علوم انسانى برگزار شده در آذرماه 1378
چاپ اوّل, ملك سليمان, شيراز, 1384, 144ص, وزيرى.
اين مجموعه شامل مقالات نخستين همايش روش تحقيق در علوم انسانى است كه در آذر ماه 1378 برگزار گرديد, اين مقالات عبارتند از: تحقيق اقدامى (بررسى كلى در سازمان); روش شناسى پژوهش در حافظه بازشناسى و معرفى روش آمارى علامت يابى (SDT); مقايسه تحقيقات كيفى و تحقيقات كمى; بررسى روش پژوهش در طرح هاى تحقيقاتى علوم انسانى; روش تحقيق در جامعه شناسى تاريخى: استفاده از اطلاعات دست دوم يا اطلاعات دست اول تاريخى; مديريت پژوهشى و توسعه, عوامل مؤثر بر انتخاب صحيح ابزارهاى اندازه گيرى و اثر آنها در تحقيقات علوم اجتماعى; چند روش نظام مند پژوهش در مديريت: لزوم نوآورى در پژوهش هاى مديريتى ايران و كنترل و تأثير در آزمايش.

منابع و آثار سياسى اسلامى و نقد روش شناختى مطالعات معاصر
نصر محمد عارف, ترجمه مهران اسماعيلى, چاپ اوّل, نشر نى, تهران, 1384, 288ص, رقعى.
اين كتاب كه از زبان عربى به زبان فارسى ترجمه شده شامل معرفى و بررسى آثار و منابع اسلامى درباره سياست و امور سياسى است. كتاب در دو بخش عمده تنظيم گرديده است: نقد روش شناختى پژوهش هاى منتشر شده در زمينه سياست در اسلام; منابع و آثار سياسى اسلامى از ميان انبوهى از نسخه هاى خطى يا مقالات و آثار منتشر شده. مترجم در پايان كتاب منابع ديگرى را به متن افزوده است.

رده بندى دهدهى ديوئى: راهنماى عملى شماره سازى
ركن الدين احمدى لارى, فاطمه مكى زاده, چاپ اوّل, كتابدار, تهران, 1384, 232ص, وزيرى.
هدف از تدوين كتاب حاضر آموزش شماره سازى در رده بندى دهدهى ديوئى است كه در يازده فصل تدوين شده است. فصل اول به تاريخچه, موفقيت ها, كاستى ها, چارچوب نظرى, نشانه هاى رده بندى و اصل سلسله مراتب آنها, يادداشت ها و انواع آن, شماره سازى شامل افزودن از جداول كمكى, افزودن از فرانما و جدول هاى درون آن و نيز معرفى جداول هفت گانه پرداخته است. فصل دوم تا يازدهم, رده ها را به ترتيب از 000 تا 999 معرفى كرده است. در هر فصل بعد از معرفى رده, شماره هاى دهگانه (نشانه هاى سه رقمى) ذكر و در ادامه زير مجموعه هاى هر رده به شكل مبسوط معرفى شده اند. پس از آن براى نمونه هاى مختلف شماره سازى صورت گرفت. در شماره سازى ابتدا محتواى موضوعى اثر در قالب يك عبارت بيان شده است و شماره رده آن به شكل كامل در روبه روى آن درج گرديده است, به دنبال آن جزئيات شماره رده در سطرهاى متفاوت آمده و نهايتاً شماره كامل مجدداً در پايان ذكر شده است. شرح و روش شماره سازى هر مثال به دنبال اين موارد آمده است.

فلسفه و كلام
اهل بيت(ع) محور وحدت
احمدحسين يعقوب, ترجمه عباس جلالى, چاپ اول, مؤسسه بوستان كتاب قم, 1384, 600ص, وزيرى.
زمانى كه اختلاف و دو دستگى پيش مى آيد و فتنه ها و آشوب ها پا مى گيرد بايد به گفتار و فعل ائمه اطهار(ع) رجوع كرد و از ايشان قضاوت خواست, چرا كه ايشان از ثقلين هستند و رفتار و گفتارشان از صحه الهى برخوردار است, بايد ديد ايشان چه رأى و نظرى دارند و به همان عمل كرد, چون فقط ائمه اند كه از حقيقت دين اسلام خبر دارند و ذره اى از اصول اسلامى تخطى نكرده اند و گفته و برخوردشان بى طرفانه است, فقط حق و حقيقت را مى بينند و نه گروه خاصى را, حال هرچه فرقه ها و مذاهب به عقيده و انديشه ايشان نزديك تر باشند راه به اصول تر خواهند پيمود و به حق نزديك ترند. همين سخن موضوعِ اصلى اين كتاب است, اين كه بايد در همه احوال به نزد ائمه رفت و از ايشان راهنمايى و هدايت جست. مؤلف همه اثر را در سه بخش ترتيب داده كه هر يك از چندين فصل سامان گرفته اند: اركان شرعى وحدت امت اسلامى; اختلاف پس از وحدت و ائتلاف; درهم ريختن نظام سياسى اسلام بعد از وفات نبى اكرم(ص).

تاريخ سير فلسفه در اروپا (از دوره پيش سقراطى تا پايان عصر روشنگرى)
على اصغر حلبى, چاپ اوّل, نشر قطره, تهران, 1383, 600ص, وزيرى.
اين كتاب شكل گسترده و بازبينى شده تاريخ فلسفه است كه دكتر على اصغر حلبى سال ها پيش به فارسى ترجمه كرده بود. وى در اين اثر مطالب گوناگونى را بر اصل كتاب افزوده خاطرنشان مى كند: آن كتاب [دستى در تاريخ فلسفه] را اصل گرفته و بهانه كرده ام, در ضمن كتاب هاى معروف و دانشنامه هاى شناخته و رساله هاى منفرد را به مطالعه گرفته ام و مطالب دقيق و لطيف آنها را بيرون كشيده ام و به مناسبت بر مطالب كتاب (آدى) افزوده ام, به ويژه عقايد فيلسوفانى همچون هراكليتوس, سقراط, افلاطون, ارسطو, ديوژنه, سوفسطائيان, شكاكان, رواقيان, فلوطين, آوگوستين, قديس, آكم, طوماس آكوئينى, پلآگيوس, بيكن, دكارت, مالبرانش, اسپينوزا, لايب نيتز, لاك, هيوم, كانت, هگل, ولتر, نيچه و جز آنان را چندين برابر اصل بسط داده ام و از آنچه در فرهنگ و فلسفه اسلامى ـ ايرانى با مطلب آنها مشابه بوده در پاورقى ها ذكر كرده ام و ريشه هاى آن را به دست داده ام…. اين كتاب, اساساً براى دانشجويان فلسفه و آن دسته از خوانندگان فراهم آمده است كه مى خواهند بدون توقف و صرف وقت زياد, زمان و مكان زندگى و خلاصه انديشه هاى فيلسوفى از فيلسوفان را بيابند و بخوانند. صرف نظر از اظهارنظر خود نويسنده, اين كتاب از حيث كنكاش, يافتن مشابهات در انديشه فلاسفه غرب و انديشه هاى فرهنگ اسلامى ـ ايرانى و توضيحات كارساز در جاى جاى كتاب براى افراد متخصص در حوزه علوم انسانى مفيد واقع مى شود. جلد نخست اين كتاب مشتمل بر اين مباحث است: تعريف فلسفه; روزگار پيش از سقراط; سوفسطاييان; دوره كلاسيك; دوره اسكندرانى قديم; سده هاى نخستين مسيحيت; فلسفه قرون وسطايى; آغاز فكر جديد و عصر روشنگرى.

تجدد از نگاهى ديگر: روايتى ناگفته از چگونگى ظهور و رشد تجدد
حسين كچوييان, چاپ اوّل, سازمان تبليغات اسلامى, معاونت پژوهشى و آموزشى, اداره كل پژوهشهاى سيما, گنج معرفت, قم, 1383, 312ص, رقعى.
نگارنده در كتاب سعى كرده مفهوم تجدد را براساس ديدگاه اريك و گلين, متفكر آلمانى (1901ـ1985) نقد و بررسى نمايد. به تصريح نگارنده مضمون انحطاط و بحران عميق, مضونى محورى و جوهرى در انديشه و گلين مى باشد. از ديد وى, انحطاط و بحران غرب چنان عميق و جدى و بيمارى آن چنان پيش رفته و مهلك است كه چاره و درمان آن جز با خروج از تجدد ممكن نيست, اما اين انحطاط صرفاً فساد در اخلاق يا بحرانى در قلمرو اقتصاد و سياست به معناى معمول آن نيز نمى باشد. نكته مهم و جالب در انديشه هاى او اين است كه وى دقيقاً همان چيزهايى را كه تجدد بزرگ ترين دستاورد خويش مى داند ـ يعنى تفكر و علم ـ غرقاب در گرداب و انحطاط مى بيند.

قواعد العقايد يا اعتقادنامه غزالى
محمد بن محمد غزالى, ترجمه على اصغر حلبى, چاپ اوّل, جامى, تهران, 1384, 208ص, وزيرى.
اين كتاب برگرفته از احياء علوم الدين اثر امام محمد غزالى است كه نگارنده آن را اعتقادنامه خويش تلقى مى كند. غزالى هرچند اشعرى بود, اما در اين رساله مسائل كلامى اشاعره را نه مرتب بيان كرده و نه يك دست. بيانات او گاهى آسان و گاهى دشوار است و خلاصه بيان او نابرابر و غيرمساوى و در نوسان است. او مى گويد: رساله را براى عامه مسلمانان مى نويسد و مى خواهد همه در حوزه علم معامله باشد كه مردم عامى و مسلمانان معتقد با آن سر و كار دارند, ولى گاه رشته كلام از دست او به در مى رود و به علم مكاشفه مى پردازد و پس از آن كه مطالبى والا ولى در عين حال دشوار و دور از فهم عوام نوشت به خود مى آيد و مى گويد اينك به علم معامله برگرديم ولى باز هم پس از چند صفحه عنان كلام و سياق بحث را فراموش مى كند و…. مترجم كتاب به منظور توضيحات متن اصلى, مقدمه اى نسبتاً مفصل درباره علم كلام, فرق آن با فلسفه, وجه تسميه علم كلام, آغاز علم كلام, موافقان و مخالفان كلام, نخستين مباحث كلامى و نظاير آن آورده است.

از دموكراسى تا مردم سالارى دينى: نگرشى بر انديشه سياسى شريعتى و زمانه او
صادق زيباكلام, چاپ اوّل, روزنه, تهران, 1384, 108ص, رقعى.
اين نوشتار به بحث و بررسى در خصوص انديشه سياسى, حكومت و جايگاه آن از منظر دكتر على شريعتى اختصاص دارد. بخش نخست گفتارى در باب دموكراسى است, اعم از اين كه حكومت يا نظام سياسى بايد داراى چه شرايطى باشد تا بتوان آن را مبتنى بر دموكراسى دانست. تفاوت يا تشابهات ميان مردم سالارى دينى و دموكراسى از ديگر مباحث بخش نخست است. اما بخش دوم يا بخش اصلى كتاب درباره انديشه شريعتى است. اين بخش درباره تعريف شريعتى از حكومت اسلامى يا نظام حكومتى است و اين كه ميان حكومت دينى مطلوب وى با حكومت مبنى بر دموكراسى چه اختلافات و تفاوت هايى وجود دارد. بخش آخر كتاب درباره ديدگاه شريعتى در خصوص غرب, غرب گرايى و غرب زدگى و نيز نقد اين تفكر است. نگارنده در پايان خاطرنشان مى كند: در يك كلام اگر دكتر شريعتى, شريعتى شد به واسطه تحول و نگاه جديدى بود كه در مبنا و مفهوم شيعه بودن و مسلمان بودن توانست در دل و جان ميليون ها تحصيل كرده ايرانى ايجاد كند و نه به واسطه هجوم و حمله اش به غرب كه در آن گفتمان نه پيام جديدى بود و نه حرف و حديث تازه اى.

انسان شناسى (انسان كامل) در مكتب فلسفى عرفانى صائن الدين ابن تركه
ييحيى كبير, چاپ اوّل, مطبوعات دينى, قم, 1384, 320ص, وزيرى.
در اين كتاب جايگاه انسان كامل در مكتب فلسفى عرفانى صائن الدين ابن تركه (متوفى 830ق) تحليل و تبيين مى گردد. عناوين بخش هاى كتاب عبارتند از: موحد و انسان كامل نزد ابن تركه; نقش آراى انسان شناسى عرفانى شيخ اكبر بن عربى و شيخ كبير قونوى در تكوين تفكرات انسان شناسانه صائن الدين ابن تركه; تحرير و نقد و بررسى آراى فلسفى و عرفانى ابن تركه; انسان صاحب مقام خلافت الهى در بينش عرفانى; سنت عرفانى; معرفت حق و نقش آن در تربيت انسان عارف و رابطه مسائل توحيدى با شناخت انسان در عرفان ابن تركه.

حق و تكليف در اسلام
عبدالله جوادى آملى, چاپ اوّل, مركز نشر اسرا, قم, 1384, 372ص, وزيرى.
در فصل اول كتاب كلياتى درباره حق, تكليف, حكم, دين و… درج شده, بعد مبانى حق و تكليف از نظر عالمان دينى و انديشمندان غربى بررسى مى گردد. در فصل سوم به منشأ و خاستگاه حق و تكليف از منظرهاى گوناگون, اعم از هستى شناسى, معرفت شناسى از نگاه دين و متفكران اشاره شده است. فصل چهارم به سر وجود يا هدف از ايجاد حق و تكليف اختصاص دارد و اين كه چگونه اصلاح, آبادانى دنيا و آخرت, آزادى, كمالات معنوى و سعادت انسانى در پرتو حق و تكليف امكان پذير است. در فصل پنجم نظر تحليلى آيت الله جوادى آملى به تعامل تكوينى و حقيقى بين تكاليف و حقوق و اين كه بازگشت هر تكليفى به حق است, عرضه گرديده, در فصل پايانى به برخى از حقوق در جلوه هاى دينى اشاره مى شود.

حقيقت دينى دوران ما
ويليام مونتگمرى وات, ترجمه اسدالله آزاد, چاپ اوّل, نشر كتابدار, تهران, 1384, 116ص, رقعى.
در دو فصل نخست كتاب بر اين نكته تأكيد شده است كه چگونگى بيان حقيقت در اديان از نابسندگى زبان و انديشه انسانى اثر مى پذيرد. در فصل سوم, موضوع حقيقت در كتاب مقدس عهد عتيق بررسى مى شود. موضوع فصل هاى بعدى عبارتند از: حقيقت در كتاب مقدس عهد جديد; خداوند در اديان ديگر و دين در دنياى امروز. نويسنده خاطرنشان مى كند: آنچه در هر دين اهميت دارد ديدگاه كلى آن در مورد واقعيت هايى است كه زندگى انسان به گونه اى روزمره بايد بدانها بپردازد. افزون بر اين در اديان مختلف به حقيقت چنان مى نگرد كه گويى از سوى خداوند بر آنها فرود مى آيد.

حكمت بن سيرا: براساس كتاب مقدس اورشليم
ترجمه پيروز سيار, چاپ اوّل, نشر نى, تهران, 1384, 234ص, رقعى.
اين كتاب بخشى از كتاب (كتاب هايى از عهد عتيق: كتاب هاى قانونى ثانى براساس كتاب مقدس اورشليم) است… كتاب از لحاظ قالب در خط پيشگامان و سرمشق هاى خود قرار دارد. در نگارش آن, تمامى صناعت هاى شاعرانه حكيمان به كار رفته است. در كتاب بن سيرا به مثل برمى خوريم يا يك سلسله امثال مى بينيم كه پيوندهاى ظاهرى با يكديگر ندارند… آموزه بن سيرا مشتمل بر تكرار تمامى سنت پيشين كتاب مقدس است, اما با بيانى حكمت آميز نكته اصلى اين آموزه, حكمت است. موضوع برخى مطالب كتاب عبارتند از: خطرات فسق; تفاهم در زندگى زناشويى; دوستى, دعوت به ياورى همنوع; سفارش به آدميت و توكل بر خدا.

حكمت سليمان براساس كتاب مقدس اورشليم
ترجمه پيروز سيار, چاپ اوّل, نشر نى, تهران, 1384, 108ص, رقعى.
حكمت سليمان, يكى از بخش هاى كتاب مقدس و مشتمل بر سه بخش است: حكمت و سرانجام آدمى, سليمان و طلب حكمت و عمل حكمت در تاريخ. در بخش نخست, مؤلفِ گمنام خوانندگان را بدان مى خواند كه با دورى جستن از بدى در پى جستن حكمت برآيند, چه آدمى از بهر ناميرايى آفريده شده كه در گرو حكمت است. در بخش دوم, رشته كلام به دست سليمان سپرده مى شود و مؤلف, خويشتن را در پس او نهان مى دارد. او شرح مى دهد كه چرا و چگونه در جوانى مايل به كسب حكمت گشت و چه فوايدى از آن بدو رسيد و سرانجام در بخش سوم كتاب كه بلافاصله پس از پايان دعا آغاز مى گردد نخست يادآور مى شود كه حكمت, چگونه قهرمانان سفر پيدايش و خروج را نجات بخشيد. آن گاه تأمل دعاگونه اى در ادامه مى يابد كه در آن بلاياى نازل شده بر مصريان با احسان هايى كه خداوند در بيابان در حق قوم خويش روا داشت, مقايسه گشته است.

معنويت سكولار
چاپ اوّل, سازمان بسيج دانشجويى, تهران, 1384, 64ص, رقعى.
در اين كتاب سكولاريزم و مشروعيت بخشى به آن, بررسى و ريشه يابى مى شود. به زعم نگارنده خطاى نخست و سنگ بناى يك ساختمان فكرى سكولاريستى اين است كه سراسر عباديات, اخلاقيات و اعتقادات دينى را امور غير واقعى و غير قابل تحقيق يا غير قابل اثبات مى خواند و اين را صرفاً باورى شخصى و امرى كاملاً ذهنى و غير عقلى مى داند كه قابل ارزيابى منطقى و نه ارزيابى معرفت شناختى است, بلكه سراسر, سليقه اى و ذوقى خواهد بود. به عبارت ديگر, سراسر دين, صرفاً يك تلقى شخصى و انتخاب بدون دليل و نوعى وصف الحال درونى است و اگر كسى مدعى شود كه عقايد يا ارزش ها يا احكام دينى, ناظر به امور واقعى و آبجكتيو هستند قابل اثبات نيست و همه اين مفروضات بدان معناست كه گزاره هاى دينى, نه گزارش از هيچ واقعيت عينى بلكه گزارش از تمايلات يا عقايد شخصى گوينده است و بس….

فقه و خقوق
تذكرة الاحباب
ملا احمد بن محمد مهدى نراقى, تحقيق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, واحد احياء آثار اسلامى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1383, 320ص, وزيرى.
اين اثر (رساله اى مشتمل بر مسائل و آداب ضروريه روزه و زكات و خمس از جهت طالبين زاد معاد و سالكين راه سداد) است كه از سه مقصد تشكل يافته: مسائل و احكام و آداب روزه; در بيان زكات و احكام آن; در بيان احكام خمس و مسائل آن.

پيكر تراشى و نگارگرى در فقه
عليرضا فرحناك, چاپ اول, مؤسسه بوستان كتاب قم, 1384, 335ص, وزيرى.
اين كتاب پاسخ به سؤالى است كه از ابتدا جامعه مسلمانان با آن رويارو بوده, پاسخ به آن به نوعى موجب پيشرفت و پسرفت هنر در جوامع اسلامى مى شده است, سؤال از اين كه آيا كشيدن تصوير در اسلام حرام است يا نه, اگر در زمان پيامبر از ساخت هر مجسمه يا نقاشى اى جلوگيرى مى شده آيا هنرمندان معاصر را هم به شدت بايد از آنها نهى كرد, آيا نبايد در اين حكم تغييرى داد به ويژه آن كه چارچوب و افق كنونى متفاوت از زمان نبى(ع) است, اگر دليل نهى را اين بدانيم كه مبادا مسلمانان به چاه ضلالت و بت پرستى بيفتند, آيا نمى توان اين نهى را رفع كرد, چون انديشه و فكر مسلمانان آن اندازه ترقى و تعالى داشته و دارد كه در برابر پاره چوب و سنگى به سجده نيفتد. اين نوشته از سه بخش تشكيل شده و هر بخش از چندين فصل, عنوان يكايك بخش ها عبارت است از: بررسى معناى واژگان صورت و مثال; صورتگرى در فقه; ديدگاه حرمت اجمالى صورتگرى.

ائمه و علم اصول
سيد احمد ميرعمادى, چاپ اول, مؤسسه بوستان كتاب قم, 1384, 400ص, وزيرى.
اين رساله قصد دارد اين نكته را اثبات كند كه علم اصول از هدايت و رهنمونى ائمه(ع) بنياد گرفته و خلاف عقيده اخباريون شيعه اين علم را از اهل سنت دريافت نكرده است, همه امامان معصوم(ع) در رستن و باليدن آن نقش داشته اند, (به ويژه امام باقر(ع) و امام صادق(ع) كه در فضايى مدرسه اى و علمى به انديشه ها و قاعده هاى اصولى پرداختند و تحولى مهم را در تاريخ استنباط گشودند و كوشيدند تا به صورت علمى و حساب شده ـ نه ارتكازى و سليقه اى ـ اولين مرزها و بايدهاى حياتى اصولى را در جامعه كوچك استنباط گران ولى پر تأثير آن روزگار بر همه تاريخ باز بنمايند).
نويسنده مجموع بحث و دريافت هاى خويش را در يك مقدمه و سه فصل ريخته و آن را به فهرست آيات و روايات و نمايه موضوعى آراسته است تا هر چه بيشتر به كار ديگر محققانى بيايد. عنوان هر يك از فصل ها عبارت است از: ائمه و اجتهاد, ائمه و ادله احكام; اصول عمليه.

ھ جايگاه سياسى عالم دينى در دو مكتب اجبارى و اصولى
سيد محسن آل سيد غفور, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 311ص.
اين نوشته بر اين سؤال پايه دارد كه انتقال از مكتب اخبارى به اصولى چه تأثيرى بر سياست گذاشت و آيا اين گذار جايگاه سياسى عالم دينى را ارتقا بخشيد يا فرو كاست, فقيه در مكتب اصولى از چه توان و قوه اى برخوردار است كه در مكتب اخبارى از آنها محروم است. نگارنده همه بحث و نظرش را در يك مقدمه و چهار فصل و يك خاتمه گنجانده است, عنوان هر يك از فصل ها به اين ترتيب است: مقدمه اى بر آغاز داستان عقل و نقل در اسلام; سير تاريخى مكتب اخبارى و اصولى; مبانى معرفتى دو مكتب اخبارى و اصولى; اختيارات سياسى عالمان دينى در دو مكتب اخبارى و اصولى. در پايان هم فهرستى از آيات, روايات, معصومين, اشخاص, اصطلاحات, اديان و گروه ها و فرقه ها و مذاهب, مكان ها و كتاب ها آمده است كه اثر را در امر تحقيق كاراتر خواهد ساخت.

مجموعه مقالات فقهى, حقوقى, فلسفى و اجتماعى
سيد محمد موسوى بجنوردى, چاپ اوّل, ج5, پژوهشكده امام خمينى(س) و انقلاب اسلامى, معاونت پژوهشى, تهران, 1384, 380ص, وزيرى.
مطالب اصلى مجموعه حاضر عبارتند از: خير و شر; تعريف اصطلاحى تسامح و تساهل از ديدگاه غربيان; بررسى طلوع فجر در شب هاى مهتابى با رويكردى به آراى امام خمينى(س), قاعده الخراج بالضمان با رويكردى بر نظرات حضرت امام خمينى; مدارك و مستندات قاعده; انفال و فى; قاعده حرمت اخذ اجرت بر واجبات, قاعده حرمت اعانه بر اثم و عدوان, بررسى مصاديق معاونت در جرم از نظر حقوق جزا; نظريه ها پيرامون مجازات معاونت در جرم; بررسى عناصر ضرورى معاونت در جرم و شرايط تحقق آن; بررسى رابطه معاونت با شركت و تسبيب در جرم; معاونت در معاملات نامشروع در فقه حقوق; مصاديق معاونت در گناه در معاملات وجوهات شرعى; قاعده فراغ و تجاوز; بررسى ادله اثبات قاعده فراغ و تجاوز و نقش آراى مردم در حكومت اسلامى از ديدگاه امام خمينى(س).

دادرسى علوى
ناصر باقرى بيدهندى, چاپ اوّل, فداييان اهل بيت(ع), قم, 1383, 277ص, رقعى.
اميرالمؤمنين على(ع) گذشته از برترى هاى بى شمار, در علم قضاوت و دادورزى نيز سرآمد ديگران بود و از همه مردم به رموز قضاوت عالم تر و عارف تر بود. رسول مكرم اسلام براى شناساندن اين ويژگى مولا بارها او را با جملاتى از قبيل (على(ع) از همه شما در قضا و داورى ماهرتر بود) به مردم معرفى فرمود. علاوه بر دوستان, دشمنان هم به برترى و شايستگى امام على(ع) در امر قضاوت اذعان و اعتراف داشتند, مثلاً عمر بارها گفت (على, تواناترين ما در داورى است). آرى اميرمؤمنان على(ع) مرجع مسلمانان در تمامى مشكلات از جمله داورى و قضاوت بود, حتى پيروان اديان الهى ديگر نيز در معضلات خود به ايشان رجوع مى كردند. نظر به ارزش و اهميت زياد اين قضاوت ها در ابعاد مختلف, پژوهشگران اسلامى از ديرباز به تأليفاتى در اين زمينه به طور مستقل يا غير مستقل ـ در ضمن نگارش احاديث و رخدادهاى تاريخى ـ دست زده اند كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
كتاب محمد بن قيس بجلى (از ياران صادقين); اسماعيل بن خالد; عبدالله بن احمد بن عامر; معلى بن محمد بصرى (نجاشى از اين اثر وى به عنوان كتاب قضاياى اميرمؤمنان(ع) ياد كرده است); عجائب احكام اميرالمؤمنين(ع) به روايت محمد بن على بن ابراهيم بن هاشم; قضاء اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) اثر شيخ محمدتقى تسترى.
از جمله آثارى كه در اين زمينه عرضه شده كتاب عجائب احكام اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) اثر سيد محسن امين (م1371ق) است. اين اثر گرانمايه باعث شد كه جناب حجت الاسلام والمسلمين باقرى بيدهندى در پرتو عنايات علوى دست به تأليف كتاب (دادرسى علوى) بزند. در دادرسى علوى گزيده هايى از قضاوت هاى متحيرانه آن حضرت گرد آمده, قضاوت هايى كه انجام آن فقط از سوى معصومين امكان پذير است. در ميان گزارش ها, مطالبى هم درج شده كه به طور مستقيم به امر قضاوت ارتباط ندارند, ولى نشانه توانايى زياد امام على(ع) در حل معضلات مردم است.
مؤلف به پيروى از شيخ مفيد و ديگران داورى هاى امام على را بر حسب زمان ـ از دوره رسول خدا(ص) و بعد خلافت ابوبكر و عمر و عثمان و سپس زمان ولايت آن حضرت ـ ذكر كرده است. براى همين كتاب در پنج قسمت سامان يافته است: نمونه هايى از داورى هاى اميرالمؤمنين(ع) در عصر رسول خدا(ص); نمونه هايى از داورى هاى اميرمؤمنان(ع) در زمان خلافت ابوبكر; داورى هاى اميرمؤمنان(ع) در دوران خلافت عمر; نمونه هايى از داورى هاى حضرت على(ع) در عصر عثمان بن عفان; نمونه هايى از داورى هاى امام على(ع) در عصر خود.
مآخذ كتاب زياد و در حدود نود عنوان مى شود. در پايان اين اثر فهرست هاى آن (شامل آيات قرآن, روايات و كلمات صحابه و اشعار عربى و فارسى, اعلام, اسامى كتب) درج شده است.

قرآن و حديث
نقش رجال در تفسير و علوم قرآنى
على اكبر كلانترى ارسنجانى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 271ص, وزيرى.
اين اثر پردازشى محققانه به نقش و اهميت دانش رجال در تفسير و علوم قرآنى است, نقشى كه اگر مفسر آن را ناديده بگيرد هر آن ممكن است بلغزد و آيات را به گونه اى نادرست تفسير كند و به حكم ها و برداشت هايى سطحى و نادرخور دست يابد و هم خويش را و هم خوانندگان را به حيرانى و سرگشتگى دراندازد. مؤلف نوشته اش را در هفت فصل گنجانده كه عنوان هر يك عبارت است از: دانش رجال و مسائل مربوط به لزوم وحى; دانش رجال و شبهه تحريف قرآن; دانش رجال و مسائل مربوط به تلاوت قرآن; دانش رجال و احاديث تفسيرى; دانش رجال و اسرائيليات; احاديث تفسيرى و پديده وضع.

مبانى و روش هاى نقد متن حديث از ديدگاه انديشوران شيعه
داود معمارى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 439ص, وزيرى.
سنت و حديث معصومين(ع) نقش بسزايى در فهم احكام الهى دارد, اما چون در طول تاريخ از تحريف و دست كارى دشمنان مصون نمانده عالمان فرهيخته و چيره به بحث دايم به صحت و سقم روايات و سنت اين امامان همام پرداخته اند تا همه درك و دريافت دينى شان پيراسته از هر عيب و نقصى باشد. اما شيوه و روش بحث و نظر ايشان چگونه بوده و با چه معيارهايى درست و نادرست بودن سنت معصومين را گوشزد كرده اند, سؤالى است كه اين اثر در صدد پاسخگويى به آنها مى باشد. مؤلف دستامد همه فحص و بحث خويش را در چهار بخش گنجانده كه عنوان هر يك عبارت است از: كليات (تبيين طرح تحقيق); پيشينه نقد متن حديث و تبيين مبانى آن; تبيين روش هاى نقد متن حديث; نتايج تحقيق و پيشنهادات. و جهت كارآمدى بيشتر فهرست آيات, احاديث, اسماء معصومين, اشخاص, مكان ها, گروه ها و فرقه ها و جماعات, اصطلاحات, كتاب ها و منابع تهيه و ضميمه كتاب گرديده است.

بررسى نظريات رجالى امام خمينى
محمدحسن ربانى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 304ص, رقعى.
داورى در باب علم رجال و ضرورت آن گونه گون است, برخى مانند اخباريون آن را به شدت نفى كرده اند و خود را مستغنى از آن مى شمارند, برخى هم مانند آيت الله خوئى ژرف و عميق به آن مى نگرد و برخى هم همانند امام خمينى راه ميانه را پيموده اند, مثلاً (امام خمينى در باب تعارض احاديث, قراين بسيارى را براى اعتبار روايات ذكر مى كند و روايات را تنها به دليل ارسال يا جود راوى ضعيف يا مهمل يا مجهول رد نمى كند). اين رساله كوشيده خلاصه اى از مباحث علم رجال و قواعد آن را با توجه به آراى امام خمينى سامان دهد و به مخاطب علاقه مند ارائه كند و بر چهار فصل و يك خاتمه بنياد دارد, عنوان هر يك بدين قرار است: ضرورت پرداختن به علم رجال; قاعده اجماع; مشايخ ثقات; شيخوخت اجازه. و براى سود و بهره بيشتر محققان و خوانندگان نمايه روايات, اصطلاحات و اعلام به آن اضافه گرديده است.

اساليب بيان قرآن كريم (پژوهشى پيرامون جمله هاى معترضه در قرآن كريم)
عزت الله مولايى نيا همدانى, چاپ اوّل, فرهنگ سبز, تهران, 1384, 520ص, وزيرى.
اين نوشتار شامل بررسى جمله هاى معترضه در قرآن است كه در آغاز به اهميت, ارزش و نقش شناخت اساليب اعتراض در قرآن اشاره شده است. پس از آن, پيشينه تاريخى كاربرد اسلوب اعتراض در متون نظم و نثر عربى, همچنين در نگارش هاى نحوى, بلاغى و علوم قرآنى بررسى گرديده است. بررسى اعتراض از ديدگاه علوم واژگانى, مكاتب نحوى, مكاتب بلاغى و حوزه علوم قرآنى مبحث بعدى كتاب است كه در پى آن, جايگاه اساليب اعتراض از نظر بلاغى و علل به كارگيرى آن در عرصه كلام, همچنين روابط با اساليب اعتراض با ماقبل و مابعد خود, نقش بلاغى آن در استوارسازى كلام, روابط دو طرف اعتراض, نيز ديدگاه هاى مكاتب ادبى درباره حذف جمله معترضه و عدم آن, شرح و تبيين شده است. تفاوت هاى اساليب اعتراض و اساليب حال از بعد لفظى و معنوى, مواد و خاستگاه هاى اساليب اعتراض با ذكر نمونه هايى از متون عربى اغراض بلاغى اعتراض, بررسى اسلوب از نظر لغت و اصطلاح, اساليب قرآن و ويژگى هاى آن, بررسى جمله هاى معترضه به اعتبار گونه گونى, نمونه هايى از اساليب اعتراض در قرآن با شواهدى از متون عربى و جدول آيات اعتراض از ديگر مباحث و محتويات اين كتاب هستند.

روش شيخ ابوالفتوح رازى در تفسير روض الجنان
محمدمهدى حقى, چاپ اوّل, دانشگاه امام صادق(ع), تهران, 1384, 216ص, رقعى.
اين كتاب شامل يك مقدمه در معرفى ابوالفتوح رازى و چهار فصل است كه به بررسى روض الجنان اختصاص دارد. فصل اول در دو مبحث شامل معرفى تفسير روض الجنان و منابع آن است. در مبحث مربوط به منابع, افزون بر 39 كتاب كه نامشان در متن تفسير ياد شده است, 77تن از رجال اين تفسير نيز معرفى شده اند. در فصل دوم در روش هاى تفسيرى و روش ابوالفتوح و روش تنظيم مطالب در دو مبحث بررسى شده است. فصل سوم با عنوان جايگاه نقل در روض الجنان در سه مبحث به بررسى جايگاه سنت, مباحث فقهى و مباحث ادبى در اين تفسير اختصاص دارد. در فصل چهارم كه حاوى سه مبحث است جايگاه علوم قرآنى, مباحث كلامى و اشارت عرفانى به همراه آراى ابوالفتوح رازى بررسى شده است.

جلوه دراماتيك قرآن كريم: با تكيه بر احسن القصص
سعيد شاپورى, چاپ اوّل, سوره مهر, تهران, 1384, 328ص, وزيرى.
نگارنده در اين تحقيق ساختار قصه هاى قرآن را بررسى كرده است. كتاب با اين مباحث شكل گرفته است: جلوه قصص قرآن كريم; جلوه احسن القصص قرآن كريم; مقايسه قصه حضرت يوسف(ع) در قرآن و تورات; جلوه احسن القصص قرآن كريم بر ادبيات داستان پرداز كلاسيك فارسى; جلوه اى دراماتيك قرآن كريم; جلوه احسن القصص قرآن كريم در آثار دراماتيك و الگوى ساخت دراماتيك احسن القصص قرآن كريم. كلمه قصه كه عربى است در قرآن به اين صورت نيامده و هرجا كه قصه مورد نظر بوده است به شكل صيغه هاى فعلى قص يا به شكل اسمى و مصدرى قصص به كار رفته است. صورت فعلى قصه (قصص) در هژده آيه و كلاً بيست بار در آيات قرآن آمده است كه چهار مورد آن در دو صيغه فعل ماضى و چهارده مورد در صيغه فعل مضارع و دو مورد نيز در صيغه فعل امرى (حال) مى باشد. شكل اسمى و مصدرى قصه (قصص) نيز به جز سوره اى كه نامش (قصص) است در شش آيه ديگر ذكر گرديده كه پنج مورد آنها با حرف تعريف (ال) آمده و يك بار نيز در آيه 81 سوره يوسف آمده است.چيزى كه در آوردن اشكال مختلف كلمه قصه و كاربرد آنها مورد نظر است همانا تأكيدى است كه خود قرآن بر جنبه هاى شفاهى بودن قصه ها دارد.

اخلاق و تعليم و تربيت
اسلام و تعليم و تربيت
ابراهيم امينى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 560ص, وزيرى.
توجه به دستورهاى اسلامى و اين كه آدمى به همين جسم عنصرى و نفس حيوانى خلاصه نمى شود و داراى روحى است كه بايد در رشد و ترقى آن كوشيد و اگر به رفتار نيك و درست نپردازد در آخرت به نقمت و عذاب الهى خواهد رسيد ضرورت تعليم و تربيت را در اسلام روشن و تبيين مى كند, امرى كه نه تنها انسان را به امنيت فكرى مى رساند بلكه از پاداش و ثواب اخروى برخوردار مى سازد. عنايت به اين ضرورت بود كه جناب امينى را واداشت كه اين موضوع ها را به قلم آورد: تعليم و تربيت; انسان موضوع تعليم و تربيت; انسان و آزادى; انسان و مسئوليت پذيرى; تمايلات حيوانى و ارزش هاى انسانى; تربيت و تأمين سعادت; هدف تربيت; وراثت و تربيت; مسئولان تربيت و وظايف سنگين آنها; مراحل تربيت; تربيت اخلاق و عواطف در سال اول و دوم زندگى; پرورش جنبه هاى نفسانى و انسانى; ضرورت شناخت تربيت شونده; مراحل رشد; فاصله بين مربى و كودك; نقش ايمان در تربيت; غريزه جنسى; چشم چرانى; نقش عادت در تربيت; وسائل تربيت; نقش تكريم, عفو و احسان در تربيت.

نقش و حقوق كاركنان در سازمان ها از ديدگاه امام على(ع)
على اصغر عطاران طوسى, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 247ص, رقعى.
نگاهى گذرا به زندگانى پيامبران به ويژه پيامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) اين واقعيت را مى رساند كه كار از اهميت بسيارى برخوردار است, نه فقط انسان را از ديگران بى نياز مى سازد, بلكه از شأن و شكوه اجتماعى برخوردار مى كند. از كارهاى رايج در هر جامعه و نظامى كار در نهادها و سازمان هاست, منتها لوازم و اقتضائات خاص خودش را دارد تا توقع و انتظار متقابل مديران و كاركنان را سامان بخشد و ارباب رجوع خشنودتر باشد, از اين رو سزاوار بود كه اثرى به چاپ برسد و نقش و حقوق كاركنان در دولت امام على(ع) را ترسيم كند تا الگويى براى اين سازمان ها باشد و هم اين لوازم را گوشزد عام و خاص سازد. نوشته حاضر حاصل بحث و فحصى در اين باب است و از دو فصل شكل گرفته, خواننده در فصل اول با نقش فردى و اجتماعى كاركنان و نقش سازمانى و فكرى آنان آشنا مى شود و در فصل دوم درباره حقوق ايشان اطلاعى كسب مى نمايد.

مبانى و روش هاى متن حديث از ديدگاه انديشوران شيعه
داود معمارى, چاپ اوّل, بوستان كتاب, قم, 1384, 440ص, وزيرى.
نگارنده در بخش نخست كتاب به بيان كليات و تبيين طرح نقد متن حديث پرداخته شده و فصل دوم را به پيشينه نقد متن حديث در ميان انديشوران شيعه و مبانى و ملاك هاى گوناگون آنان در اين زمينه اختصاص داده است. وى در فصل بعدى كتاب به تفصيل نمونه هاى متعدد نقد متن حديث را از لابه لاى آثار انديشوران شيعه مطرح نموده و روش هاى آنان را در نقد متون گوناگون روايى اعم از عقيدتى, تاريخى, اخلاقى و فقهى به تصوير كشانده است.

نقش دانش رجال در تفسير و علوم قرآنى
على اكبر كلانترى, چاپ اوّل, بوستان كتاب, قم, 1384, 280ص, وزيرى.
مباحث كتاب مربوط به نزول قرآن, جمع و نگارش قرآن است كه علاوه بر آن مسائلى بررسى مى شود كه با تلاوت قرآن و فهم قرآن در ارتباط است. عمده ترين مباحث مطرح شده در كتاب بدين قرار است: دانش رجال و مسائل مربوط به نزول وحى, دانش رجال و شبهه تحريف قرآن, دانش رجال و مسائل مربوط به تلاوت قرآن, دانش رجال و احاديث تفسيرى, دانش رجال و اسرائيليات, احاديث تفسيرى و پديده وضع.

رضايت از زندگى
عباس پسنديده, چاپ اوّل, دارالحديث, قم, 1384, 383ص, وزيرى.
زندگى, بستر تكامل و مزرعه آخرت است و موفقيت در آن متكى به برخوردارى از مهارت هاى زندگى است. بخش بزرگى از معارف قرآن و حديث, اختصاص به آموزش مهارت هاى زندگى دارد كه نشان دهنده دغدغه دين در اين موضوع است, هرچند اين بخش از سوى دين پژوهان كمتر مورد توجه قرار گرفته است. از سوى ديگر, دانش روان شناسى نيز در مباحث بهداشت روان به اين موضوع مى پردازد و براى پژوهشگران اين حوزه, آگاهى از ديدگاه دين بسيار مهم است.
بر همين اساس, طرحى براى پژوهش در اين قلمرو طراحى گرديد و پس از اجرا, نتايج آن در سطح عموم تدوين گشت و مقدمات كار تخصصى در اين حوزه آماده شده است. شايد بتوان مهمترين يافته اين پژوهش را اين دانست كه مهارت هاى دين در اين موضوع, مبتنى بر شناخت واقعيت هاى زندگى (واقعيت شناسى) و هماهنگ ساختن انتظارات با واقعيت ها (انتظارات واقع گرايانه) است. اين پژوهش در سه بخش سامان يافته است:
بخش نخست به باورهاى رضامندى مى پردازد و در هفت فصل به امورى همچون چيستى رضامندى و راهبرد دين در مهارت هاى زندگى, واقعيت هاى زندگى, معناى زندگى, روزى زندگى, آرزوهاى زندگى, مقايسه در زندگى و راحت گرفتن زندگى پرداخته و نقش آنها را در رضامندى بررسى كرده است.
بخش دوم به زمينه هاى رضامندى اختصاص دارد و در سه فصل, نقش امورى همچون امكانات زندگى, بسترهاى رضامندى و محبت و انس را در رضامندى تبيين كرده است.
بخش سوم كه از مهمترين بخش هاى كتاب است به موضوع مهارت هاى مقابله با تنيدگى و كنترل فشارهاى روانى اختصاص دارد. در فصل هاى هفت گانه اين بخش, موضوعاتى همچون ضرورت مهارت براى مقابله با تنيدگى, شناخت واقعيت سختى ها, تفسير بلاها (كنترل تفسيرى), منشأ حوادث (كنترل اِسنادى), معناى سختى ها (كنترل معنايى), توجه به نكات مثبت (مثبت شناسى), قدرتمند شدن مطرح شده و نقش آن در مقابله با تنيدگى و كاهش فشارهاى روانى تبيين شده است.

تاريخ و شرح حال
 رمز جاودانگى
حسن عسكرى راد, چاپ دوم, بوستان كتاب قم, 1384, 160ص, رقعى.
اين نوشته پرداختى گزارش گونه به سرنوشت و زندگى سياسى ـ اجتماعى شهيد رجايى است, شهيدى كه همه زندگى اش را صرف خدمت به مردم كرد و از هرگونه سعى و تلاشى دريغ نورزيد, وظيفه دولت مى دانست كه در جهت رفاه و آسودگى ملت بكوشد و آنان را از حداقل زندگى برخوردار سازد, در شادى و غم همراهشان باشد, شادى را فزونى بخشد و غم را كاهش دهد. خلوص و پاك نيتى او به حدى بود كه امام خمينى وى را معلم اخلاق واقعى مى شمرد و آيت الله خامنه اى كمتر انسانى را در تقوا نظير او مى يابد. عناوين اصلى كتاب عبارتند از: گذشت ايام; معلمى عشق من; مبارزه و مقاومت; مديريت اسلامى; شناخت و اخلاص; سادگى و زندگى مردم; رابطه با خدا; دولت او يادآور حكومت امام على(ع); ياد همكار قديم; دو سال با رجايى; آشناى ناشناخته; رجايى در آئينه قرآن و نهج البلاغه; نكته ها به روايت تصوير.

انديشه سياسى در گفتمان علوى
پژوهشكده فقه و حقوق و پژوهشكده علوم و انديشه سياسى اسلام, چاپ اول, بوستان كتاب قم, 1384, 872ص, وزيرى.
اين اثر نگاهى به پهنه آموزه هاى امام على(ع) و آميختگى آنها با سياست و كارآمدى آنها در نظام حاضر است, مجموعه مقالاتى است كه هر يك كوشيده از زاويه اى به اين پهنه نظر اندازد و آن را ترسيم نمايد, عنوان هر يك به ترتيب عبارت است از: اصول و مبانى سياست از ديدگاه امام على(ع); مشروعيت حكومت از ديدگاه امام على; دولت در انديشه و عمل امام على; حقوق متقابل دولت و مردم در نهج البلاغه; بيعت و شورا از ديدگاه امام على; عدالت در انديشه و سيره اميرالمؤمنين; آزادى از ديدگاه امام على(ع); مدارا و خشونت در مكتب علوى; جايگاه مصلحت در حكومت علوى; عنصر مصلحت در حكومت علوى; احكام فقهى مداراى بين مذاهب در اقوال و سيره علوى; حقوق مجرمان و متهمان از نگاه اميرالمؤمنين. دست اندركاران اين مجموعه جهت كارايى بيشتر اين نوشته, فهرست هايى از آيات, روايات, معصومان, اصطلاحات, كسان, مكان ها, كتاب ها, گروه ها و فرقه ها و رويدادها و حوادث تهيه كرده اند و ضميمه ساخته اند.

احوال و آثار بديع الزمان فروزانفر
عليرضا پوررفعتى, چاپ اوّل, انجمن آثار و مفاخر فرهنگى, تهران, 1384, 296ص, وزيرى.
اين نوشتار به بيان زندگى نامه و فعاليت هاى علمى و تحقيقى استاد بديع الزمان فروزانفر (41278ـ1349) اختصاص دارد, گفتنى است استاد بديع الزمان يكى از شخصيت هاى برجسته علمى روزگار ماست كه منشأ خدمات گسترده اى در عرصه علم و ادب اين سرزمين بوده است. وى در بشرويه (شهرى در جنوب استان خراسان) ديده به جهان گشود و در دامان خانواده اى متدين و روحانى پرورش يافت. مقدمات علوم را نزد پدر و معلمان زادگاهش فراگرفت و در سن جوانى عازم مشهد شد. مدت چهار سال از محضر اديب نيشابورى بهره برد و سپس به تهران عزيمت كرد و مراحل ترقى را يكى پس از ديگرى پيمود. معلمى را از مدرسه دارالفنون آغاز كرد و با گذراندن مدارج علمى به رتبه استاد ممتاز دانشگاه ها نايل شد. او علاوه بر تدريس, مدت زيادى پست معاونت و سپس رياست دانشكده معقول و منقول را بر عهده داشت و مدتى هم به عنوان سناتور به مجلس سنا راه پيدا كرد. در سال 1349 بازنشسته شد و در شانزدهم ارديبهشت ماه 1349 دار فانى را وداع گفت.

بهاءولد (والد مولانا جلال الدين رومى) و خطوط اصلى حيات و عرفان او
فريتس ماير, ترجمه مهرافاق بايبوردى, چاپ اوّل, صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران (سروش), تهران, 1384, 564ص, وزيرى.
در اين كتاب ضمن درج زندگى نامه بهاءولد ـ پدر مولانا جلال الدين مولوى ـ انديشه هاى عرفانى وى تحليل و تشريح مى شود, كتاب با اين عناوين شكل گرفته است: عارف بهاءولد; بهاءولد و خوارزمشاه; سفر به سوى غرب; بهاءولد در مقام عالم و معلم; آيا بهاء صوفى بود; افكارى در تبيين مفهوم خدا; بهاء و معتزله; ثنويت (دوگرايى) و سلسله مراتب; درباره مكان خدا; افعال و صفات خداوند; عليت در همه جهات; معيت ذهنى در علم كلام و عرفان; معيت ذهنى در انديشه بهآء; سه احساس اصلى دينى; بى ثمر بودن تدبير و تعقل; بهشت و حوريان; نظريه هايى چند از بهاء درباره روح و ادراك; آثار و اثرپذيرى صفات خداوند; عرفان اسماء پروردگار; نكاح يا مباشرت روحانى; حجاب خداوند; درباره امكان گونه اى اتحاد و معيت عاطفى.

دين و دولت در اسلام
محمد منصورنژاد, چاپ اوّل, صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران, مركز پژوهشهاى اسلامى, تهران, 1384, 142ص, رقعى.
در اين نوشتار در هشت بخش جنبه هاى نظرى حكومت دين بررسى شده است. بخش نخست كتاب به تعريف واژه هاى سياست, دولت, دين و مانند آن اختصاص دارد و سپس جنبه هاى گوناگون ساختار دولت بررسى شده و سرانجام خاستگاه دولت, نظريه هاى فطرى, الهى, قراردادى, اجتماعى و نظاير آن معرفى شده است. بخش دوم بررسى لزوم حكومت در اسلام با ادله عقلى, نقلى, قرآنى و سنت است. در بخش بعدى قدرت و اقتدار و مشروعيت حكومت در اسلام از منظر شيعه و سنى بررسى مى شود. در بخش چهارم به حكومت در عصر غيبت از نظر فقه شيعه اشاره گرديده و در بخش پنجم موضوع قوه مجريه در نظام حكومتى غرب, صدر اسلام, عصر غيبت و قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بررسى شده است. بخش ششم درباره انديشه تفكيك دين و حكومت در غرب و اسلام است. بخش هفتم كتاب مربوط به احياى تفكرى دينى, به ويژه احياگرى امام خمينى است كه طى آن سه ويژگى بازگشت به خويش, ستيز با استبداد و استعمار, و انديشه و روش اجتهاد بررسى شده است. در بخش پايانى كتاب به نقشى كه رسانه هاى گروهى به ويژه راديو, تلويزيون در تحقق اهداف سياسى و آشكار كردن رابطه دين و دولت دارند اشاره گرديده است.

شريعتى, نقاد سنت, قدرت و مدرنيته
تقى رحمانى, چاپ اوّل, صمديه, تهران, 1384, 194ص, رقعى.
نوشتار حاضر تلاشى است در شناخت و نقد و بررسى آراى شريعتى درباره مفهوم سنت, مدرنيته و قدرت. در كتاب آمده است: شريعتى تحقق مدرنيسم (نوگرايى و نوانديشى شرقى) را منوط به ايجاد پروتستانتيسم اسلامى جهت گسترش رنسانس و نوزايى فكرى ـ فرهنگى مى دانست. از نظر شريعتى پيمودن راه پيشرفت و ترقى شرقى متفاوت از راهى بود كه غرب طى كرده, منتها پندگيرى آگاهانه از تجربه و مدرنيسم در غرب را باور داشت, اما هيچ گاه در برابر آن تسليم نشد. به همين خاطر تلاش كرد كه با طرح مجدد دوران طلايى در تاريخ گذشته و با بازخوانى اسطوره اى ـ موعودى از اين دوره قرون پيش را براى الهام گيرى عنصر ايرانى مسلمان امروز تبليغ و ترويج كند, از اين رو به معرفى نهضت شعوبيه پرداخت و عصر طلايى ايرانيان را در آن قرون در برابر عصر انحطاط ايرانى ـ اسلامى صفويه مطرح كرد, زيرا تاريخ از نظر وى عبارت از تمدن انسان بود. وى با توجه به تاريخ گذشته راه رشد و علت انحطاط جامعه را براى معاصران توضيح داد و در ديدگاه وى, حال و گذشته در صورت پيوندى خلاق و بينشى درست مى توانند آينده را بسازند. قصد شريعتى از بازخوانى عصر طلايى ايرانى ـ اسلامى علاوه بر الهام گيرى براى روشنفكران, ايجاد اميد براى اعتراض به ركود فكرى ـ فرهنگى جامعه بود.

ميرزا ملكم خان ناظم الدوله و نظريه پردازى مدرنيته ايرانى
حجت الله اصيل, چاپ اوّل, كوير, تهران, 1384, 176ص, رقعى.
در اين كتاب انديشه ميرزا ملكم خان ناظم الدوله در حوزه هاى گوناگون اجتماعى, سياسى, اقتصادى و عقيدتى بررسى مى شود. بخش نخست شامل درآمدى بر تفكر ملكم و زندگى نامه اوست كه همراه با بحث اسلام و مدرنيته و معرفى انجمن فراموش خانه و جامع آدميت, تدوين گرديده است. بررسى انديشه اصلاحات ملكم و معرفى فعاليت روزنامه نگارى او در روزنامه قانون مباحث بعدى كتاب هستند. براى مثال در كتاب خاطرنشان شده است: ملكم نتيجه مى گيرد كه آنچه جهان غرب در دانش و فن و جلوه هاى گوناگون مدنيت پديد آورده ثمره دانش تجربى (علم كسبى) است و اكنون كه چنين اندوخته عظيم و ارزشمندى در اختيار غرب است بخردانه آن است كه ايرانيان دستاوردهاى فرهنگ را تقليد كنند… از ديد ملكم, پيشرفت غرب در دانش و فن به او مرجعيتى بخشيده كه ساير بخش هاى جهان را به پيروى از آن ناگزير ساخته است. در حقيقت او پديده مدرنيته را داراى گسترشى ناگزير مى داند و در اين عقيده چنان جزميتى نشان مى دهد كه سياست دست اندازى غرب را به سرزمين هاى ديگران, موافق آيين و حكمت خداوندى مى داند كه سرنوشت آن را مقرر داشته است.

دفتر ايام حاج غلامحسين كديور فسائى 1258ـ1322
منوچهر كديور, چاپ اوّل, كوير, تهران, 1384, 696ص, وزيرى.
دفتر ايام حاج غلامحسين كديور فسايى از يك سو, تك نگارى درباره يكى از رجال شهر فساست كه بين سال هاى 1258 تا 1322ش مى زيسته و از سوى ديگر اشارتى است به اوضاع سياسى, اجتماعى, اقتصادى و فرهنگى آن شهر در نيمه دوم قرن سيزدهم و ربع اول قرن چهاردهم شمسى. پيكره اصلى اين كتاب سه دفتر از دست نوشته هاى به جا مانده از حاج غلامحسين است كه به دست فرزندش (نگارنده كتاب) با افزودن شواهد و قرائن تاريخى و محلى بازنويسى شده و بسيارى از دست نوشته ها عيناً در كتاب آمده است.

كميته مجازات و خاطرات عماد الكتاب
محمدجواد مرادى نيا, چاپ اوّل, اساطير, تهران, 1384, 296ص, وزيرى.
اين كتاب شامل خاطرات محمد حسين خان قزوينى ملقب به عمادالكتاب عضو كميته مجازات است, همچنين در كتاب شرح حال چند تن از رجال مرتبط با موضوع كميته مجازات آورده شده و بيانيه هاى كميته, روزشمار وقايع مهم سال هاى 1295 تا 1300ش و تعدادى تصاوير به چاپ رسيده است. در كتاب خاطرنشان شده است: عماد الكتاب كسى است كه به اتهام عضويت در گروهى تروريستى و مشاركت و قتل سياسى تنى چند از رجال پايتخت قاجارى مدتى را در سياه چال هاى مخوف نظميه تهران سپرى كرده و تنها زمانى طعم رهايى را چشيد كه اوضاع زمانه كاملاً دگرگون گشته, قدرتمندان پيشين جاى خود را به چهره هايى جديد سپرده بودند….

پايان جمهورى خواهى در ايران
غلامعباس مصلى نژاد, چاپ اوّل, قومس, تهران, 1384, 324ص, وزيرى.
كتاب شامل بحثى درباره ظهور جمهورى خواهى اقتدارگرا در ايران, افول جمهورى خواهى و ظهور پادشاهى اقتدارگرا و ظهور و فروپاشى ساختار سياسى قاجار و آغاز سلطنت رضاشاه است; نويسنده در كتاب تأكيد مى كند: روندهاى سياسى ايران نشان مى دهد كه اقتدارگرايى به عنوان بخشى اجتناب ناپذير از فرايندهاى سياسى محسوب مى شود. اگرچه ساختار قدرت در چنين روندى دگرگون گرديده, ليكن شرايط جديد مبتنى بر فضايى بود كه براساس آن ساختار نسبى قدرت تغيير يافته و در ازاى آن شكل بوروكراتيك اقتدارگرايى ظهور يافت. به اين ترتيب رضاشاه را مى توان به عنوان نيروى سياسى اى تلقى نمود كه انديشه جمهورى خواهى را در ايران گسترش داد (در اين ارتباط مجلس پنجم شوراى ملى را فعال نمود, همچنين فراكسيون هاى سوسياليست و دموكرات را با خود هماهنگ ساخت), اما وقتى به اين جمع بندى رسيد كه جمهورى خواهى با اقبال عمومى روبه رو نمى گردد و مخالفت هايى فراروى آن وجود دارد, در آن شرايط براى شكل و ماهيت قدرت اصالت بيشترى قائل شد. در اين روند وى بار ديگر ساختار پادشاهى را در قالب مشروطه خواهى و محتواى اقتدارگرايى اعاده نمود.

 تاريخ, فرهنگ و تمدن ايران از ظهور اسلام تا پايان سامانيان
عباس قديانى, چاپ اوّل, فرهنگ مكتوب, تهران, 1384, 388ص, رقعى.
در نوشتار حاضر, تاريخ سياسى, اجتماعى و فرهنگى ايران از ظهور اسلام تا پايان دوره حكمرانى سامانيان به اجمال بررسى و بازگو شده است. مؤلف در پيش گفتار كتاب خاطرنشان مى سازد: تاريخ اسلام, فرق گوناگون و اسلام در ايران و نيز نقش ائمه اطهار(ع) و سيره آنها در تاريخ ايران به نحوى شايسته و برجسته نمايان است و در نتيجه تاريخ ايران بعد از اسلام به شكلى بارز و غير قابل تفكيك با تاريخ اسلام گره خورده و مورخ نمى تواند تاريخ ايران را جدا از تاريخ اسلام به نگارش درآورد. از اين رو در اين كتاب, تاريخ اسلام و نگاهى به زندگى پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) كه نيز نقش آن آميخته با زندگى مردم ايران و جدا ناشدنى مى باشد آورده شده…. مخاطبان كتاب را با اين مباحث مطالعه مى كنند: عربستان و جغرافياى تاريخى, اسلام در ايران; ايران در عصر امويان; ايران در دوره عباسيان; قيام ها; طاهريان; علويان; امراى محلى طبرستان; جستانيان; ساجيان و… صفاريان و سامانيان. فهرست منابع پايان بخش كتاب است.

 تيموريان
ترجمه يعقوب آژند, چاپ اوّل, مولى, تهران, 1384, 260ص, رقعى.
كتاب كلاً از دو بخش و يك درآمد سامان يافته و بخش درآمد آن كه شامل تاريخ نگارى دوره تيموريان و تركمانان است به وسيله مترجم نگارش يافته است. بخش اول كتاب كه در پنج فصل تدوين شده كلاً برگرفته از دانشنامه اسلام جلد دهم است. در اين بخش مقولات مربوط به تاريخ سياسى ـ نظامى تيموريان, هنر و ادبيات و تا حدودى نظام پولى آنها آمده است. بخش دوم كتاب نيز دربردارنده پنج فصل است كه از منابع گوناگون انتخاب و ترجمه و تدوين شده است… اين كتاب كه مجموعه درهم تافته اى از پژوهش هاى گوناگون درباره ظهور و شكوفايى و فرومردگى سلسله تيمورى است تلاشى است در حد اجمال از براى شناسايى اين بخش از تاريخ كشورمان و برآوردن نيازهاى اهل تاريخ.

تاريخ, فرهنگ و تمدن ايران در دوره صفويه
عباس قديانى, چاپ اوّل, فرهنگ مكتوب, تهران, 1384, 212ص, رقعى.
تشكيل سلسله صفوى و پادشاهان آن, تشكيلات ادارى, مذهب, فرهنگ و تمدن, جنبش هاى عهد صفوى و روابط سياسى دوره صفويه مباحثى است كه در كتاب بررسى و ارزيابى شده است, نگارنده تصريح مى كند: دوره صفويه در تاريخ ايران را بايد تاريخ تشيع ناميد, روزگارى كه تشيع و اعلام آن به عنوان مذهب رسمى كشور تازه تأسيس صفويه از سوى شاه اسماعيل در تبريز مهمترين تصميم از نظر دينى در تاريخ ايران بود كه اين مهم بر كليه زمينه هاى حيات فرهنگى ايران تأثير فراوانى نهاد و حكام صفوى در مشروعيت بخشيدن به حكومت خود از هيچ كوششى فرو نگذاردند. اوج هنر به خصوص معمارى در اين روزگار از جمله مواردى است كه تاريخ صفويه بدون آن تكميل نخواهد شد.

پادشاهى در استوره و تاريخ ايران
اميد عطايى فرد, چاپ اوّل, عطايى, تهران, 1384, 160ص, وزيرى.
نويسنده در پيش گفتار اذعان مى دارد: اين كتاب, نگاهى است گذرا به آيين كشوردارى در ايران كهن و كاوشى است درباره انگيزه هاى رويكرد يا روگردانى از پادشاهى, همچنين آسيب شناسى رهبرى و رهيافتى براى مديريت در گستره اى به نام كشور به شمار مى رود. در بخش ديگر از پيش گفتار مى نويسد: هدف از نگارش اين كتاب ايجاد موازنه و تعادلى است در برابر بررسى هايى كه دچار مطلق نگرى بوده اند و زمينه هاى گوناگون اعم از جامعه شناسى و جغرافياى تاريخى و مسائل اجتناب ناپذير را آن سان كه بايد و شايد نكاويده اند. همچنين آيت شناسى گونه هاى حكومت و كشوردارى به شيوه اى واقع بينانه و بى طرفانه در دستور كار بوده است. كتاب با مباحثى از اين قبيل تدوين شده است: شاه استوره اى (فلسفه پادشاهى و نقش استوره ها); آيين هاى شاهانه (آداب و تشريفات حكومتى); شاه و شهريارى (شيوه هاى كشوردارى); فره كيانى (شرط لازم براى پادشاهى); شاه و موبد (موازنه قدرتميان دين و دولت); شاه و سپهبد (پرهيز سپاه از سياست); شاه و شهبانو (سازندگى زنان همپاى مردان); شاه و شاهزاده (آمادگى براى رسيدن به فرمانروايى) و شاه و مردم (چالش هاى رابطه دو جانبه).

مؤلفه هاى تجدد در ايران
چاپ اوّل, پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى, تهران, 1384, 322ص, وزيرى.
مجموعه حاضر شامل ده مقاله درباره مدرنيته و تجدد است با اين عناوين: فلسفه تجدد و ماهيت تاريخى آن در ايران; كاركرد تعليم و تربيت در گسترش تجدد در ايران; تحليل فلسفى توسعه نيافتگى ايران; فقر تفكر در جريان تجددطلبى معاصر; بازتاب آراى جامعه شناختى شرق شناسان در آثار ايرانيان; تأثير تجدد و مدرنيته در خودآگاهى تاريخى و ملى در روزگار جهانى شدن; ماهيت تجددخواهى انجمن هاى سرى و شالوده شكنى سياسى ـ فرهنگى در عصر قاجار; زمينه هاى فكرى و ذوقى تجددپذيرى در ايران و عراق عصر قاجار; تجدد در انديشه سياسى سيد حسن مدرس و نظريه تجدد اول و تجدد ثانى در انديشه امام خمينى(ره).

روايت غيريت و هويت در ميان ايرانيان
محمدرضا تاجيك, چاپ اوّل, فرهنگ گفتمان, تهران, 1384, 232ص, رقعى.
در كتاب حاضر با بيان مقوله هويت به سؤالاتى از اين قبيل پاسخ داده مى شود: چگونه مى توان به مقوله هويت انديشيد و مرزهاى آن را با ساير هويت ها جدا نمود و چگونه مى توان تعريف و تحليل مشخصى از هويت ايرانى و سير تطور و تحول آن به دست داد. نگارنده در كتاب, رويكردهاى گوهرگرا, سازه گرا و رويكردهاى جديدى را مطرح مى سازد و تفاوت هاى آنها را بررسى مى كند, همچنين مسأله جهانى شدن و هويت را از منظر عده اى از نظريه پردازان چون گيدنز و رابرتسون بيان مى كند. وى مى گويد: پرسش از ذات و ماهيت انسان و نيز نسبت او با دگر يا دگران, گوهر اصلى انديشه و تفكر انسان در طول حيات روانى, فكرى و تمدنى وى بوده است. هويت, سرچشمه معنا و تجربه براى مردم است… براى انسان پيشامدرن, هويت دشواره اى انديشه ساز/سوز نبود, زيرا هويت او در ارتباط با كل هاى فرافردى (خدا, روح, تاريخ, جامعه, قبيله و…) تعريف مى شد… با گسست از پارادايم سنتى, آن نيروى خدايى كه تمامى قدرت ها در اختيار او بود به كلى مورد شك و ترديد قرار گرفت و نيروى انسانى (سوژه) يعنى اعتقاد به توان, سازندگى و عقل انسان جايگزين آن شد… معناى اصلى هويت همان نوسازى اوست و نه تصلب او در زندان تاريخ و فرهنگ و سرودن آن به گونه حماسه در شعر و ادبيات; جهانى شدن با آمدن خود, پارادوكسى را در عرصه هويت موجب شد, جهانى شدن از يك سو, بسترساز اختلاط هويت ها و از جانب ديگر, زمينه ساز انفكاك هويت ها گشت.

پويايى فرهنگ و تمدن اسلام و ايران (از حمله استعمار تا بيدارى)
على اكبر ولايتى, چاپ اوّل, وزارت امور خارجه, مركز چاپ و انتشارات, تهران, 1384, 472ص, وزيرى.
بخش اول كتاب شامل هفت فصل است. در فصل اول تعريفى از استعمار عرضه شده و انواع آن ذكر مى گردد. در فصل دوم به پيدايش استعمار اشاره شده و ورود آن به جهان اسلام تبيين مى گردد. در فصل سوم به چگونگى شكل گيرى و گسترش صهيونيسم اشاره مى شود. در فصل چهارم اطلاعات مختصرى درباره شرق شناسى درج مى گردد. در فصل چهارم سكولاريسم تعريف شده, اصول و مبانى آن معرفى مى شود و ورود آن به جوامع اسلامى ذكر مى گردد. در فصل ششم, مبانى و اصول دموكراسى ذكر گرديده, پيشينه حقوق بشر تبيين مى گردد. در فصل هفتم جهانى شدن و ابعاد آن (بعد اقتصادى, سياسى و فرهنگى) بررسى مى شود. مباحث بعدى كتاب عبارتند از: تاريخ دويست ساله بيدارى اسلامى (بيدارى اسلامى در جهان غرب; بيدارى اسلامى در ايران; بيدارى اسلامى در تركيه; بيدارى اسلامى در شبه قاره هند; بيدارى اسلامى در افغانستان; بيدارى اسلامى در آسياى مركزى; بيدارى اسلامى در جنوب شرقى آسيا; بيدارى اسلامى در غرب; بيدارى اسلامى در شرق آفريقا) و نقد تمدن غرب.

خارجيان در خليج فارس
بيژن اسدى, چاپ اوّل, مركز بازشناسى اسلام و ايران, تهران, 1384, 144ص, رقعى.
هدف مؤلف بررسى توصيفى ـ تحليلى تاريخچه حضور و فعاليت هاى سياسى, نظامى, اقتصادى و تجارى قدرت هاى بزرگ استعمارى فعال در منطقه است, قدرت هايى نظير پرتغالى ها, هلندى ها, فرانسوى ها, روس هاى تزارى, آلمانى ها و انگليسى ها كه سرنوشت سياسى و اقتصادى و جغرافياى سياسى كشورهاى منطقه و مردمان آن را رقم زدند. نويسنده مهمترين دلايل اهميت منطقه خليج فارس را در طول تاريخ در سه موضوع مى داند: موقعيت ويژه آبراهى و استراتژيك آن طى قرون متمادى كه هيچ گاه افول نداشته است; وجود قطب هاى تجارى و كالاهاى مورد مبادله در آن ; كشف و استخراج نفت در شروع قرن بيستم در منطقه كه فصل جديدى را در تاريخ استعمار و استثمار ملت هاى حاشيه آن گشود.

سير تطور تفكر سياسى امام خمينى(ره)
نجف لك زايى, چاپ اوّل, پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى, تهران, 1384, 180ص, رقعى.
كتاب حاضر در شش فصل فراهم آمده و در فصل نخست آن مفهوم دين, سياست و رابطه اين دو و پس از آن در فصل بعدى با طرح بحث ماهيت انديشه سياسى اسلام, تمهيدات تاريخى و نظرى براى بحث درباره انديشه سياسى امام خمينى(ره) مطرح گرديده است. فصل سوم در بارورى ثبات و تحول در انديشه سياسى امام است. در فصل چهارم انديشه امام خمينى در دو مرحله اسلامى و انقلابى طبقه بندى گرديده ضمن آن, تفكر او با انديشه محقق سبزوارى مقايسه شده است. در فصل پنجم به اصول ثابتى اشاره گرديده كه مبناى تحول در انديشه سياسى قلمداد مى شوند. سپس در فصل پايانى ضمن گفتگو درباره بازتاب هاى انديشه سياسى امام خمينى به تحول مهم ديگرى كه در عرصه انديشه سياسى شيعه در دوره معاصر رخ داده است, يعنى عبور از فقر سياسى به كلام سياسى پرداخته شده است.

ادبيات
سراپرده عشق: مجموعه مقالات درباره شاه نعمت الله ولى
محمدرضا صرفى, محمدصادق بصيرى, چاپ اوّل, دانشگاه شهيد باهنر, مركز كرمان شناسى, كرمان, 1384, 522ص, وزيرى.
اين مجموعه مشتمل بر 41 مقاله درباره شاه نعمت الله ولى, عقايد, انديشه ها و اشعار اوست با عناوينى همچون: سهم شاه نعمت الله ولى در ترويج ادب شيعى; ويژگى هاى عقل در ديوان شاه نعمت الله ولى; احوالات و فضايل و كمالات شاه نعمت الله ولى; شاه نعمت الله ولى و غزلسرايى در دوران اوج غزل فارسى; سبك و نوع ادبى آثار شاه نعمت الله ولى و ديگر عرفا; نگاهى گذرا به عرفان اسلامى و افكار و احوال; بررسى معناشناختى استعاره و تكرار در غزليات; وحدت وجود و بازتاب آن در اشعار شاه نعمت الله ولى; تأثيرات ابن عربى در شاه نعمت الله ولى در… و مضامين رايج در شعر شاه نعمت الله ولى.

ديد و بازديد
جلال آل احمد, چاپ اوّل, گهبد, تهران, 1384, 144ص, رقعى.
در اين مجموعه دوازده داستان كوتاه از جلال آل احمد جمع آمده است كه نويسنده در هر دوازده داستان به انتقاد وضعيت موجود آن دوره ـ كه سراسر كشور در هرج و مرج ناشى از هجوم بيگانگان استعمارگر و بعد از آن دست و پا مى زند ـ مى پردازد. در اولين داستان كتاب كه ديد و بازديد نام دارد, راوى جوان شاعرى است كه در اولين ديدار سال نو به ديدن يك استاد ادبيات مى رود. اين استاد ادبيات كه وانمود مى كند هميشه در ميان انبوهى از كارهاى ادبى و هنرى غرق است مهمانانى از اشراف و شخصيت هاى مهم حكومتى دارد و خود نيز آدم بى دردى است كه از اجتماع دردمند خود تنها شنيده و آنها را در شعرهايش مى سرايد. راوى بعد از فرار از اين اجتماع كسل كننده به ديدن مادربزرگ مى رود كه مرتب حرف مى زند و جوان راوى فرصتى مى يابد تا در خانه بى رياى اين پيرزن دلى از عزا درآورد. خانه بعدى خانه رئيس اداره دوست راوى است, خودش خجالت مى كشيد به تنهايى به خانه اش بود, اما وقتى در خانه رئيس را مى زنند, كلفت خانه مى گويد كه آقا به مسافرت رفته است. اين بار راوى به ديدار روحانى محل مى رود. مهمان آقا و خود آقا نيز نماينده آدم هاى ظاهرنمايى هستند كه از خدا و پيغمبر تنها جمله هاى كش دار و غليظ و شديد عربى را آموخته اند. سرانجام جوان راوى يكرنگى و صداقت را در ميان مردم ساده و بى آلايش پايين شهر مى بيند كه لباس هاى نو ساده اى پوشيده و با يك اتوبوس شركت واحد با شادى و خوشحالى واقعى به ديد و بازديد عيد مى روند.

از زبان شناسى به ادبيات: نظم
كورش صفوى, چاپ اوّل, سوره مهر, تهران, 1383, 326ص, رقعى.
نويسنده در كتاب حاضر مى كوشد تا با استفاده از امكانات جديد مطالعه زبان و ادبيات در حوزه زبان شناسى ساخت گرا به بررسى زبان شناختى نظم به عنوان گونه اى از ادب فارسى بپردازد. هدف اول آن است كه ثابت شود آنچه تاكنون تحت عنوان فنون بلاغت, در توصيف و تحليل صناعات ادبى به كار رفته است بر مبنايى علمى استوار نيست. هدف دوم در توصيف و طبقه بندى صناعات ادبى وابسته به نظم بر مبناى پيكره اى از نمونه هاى ادبى فارسى است. عناوين مباحث كتاب عبارتند از: ساختگرايى; زبان و نشانه; نقش هاى زبان; زبان ادب; برجسته سازى ادبى; پيشينه مطالعات ادبى در ميان مسلمانان; امكان تأثير پژوهشگران اروپايى در بلاغت اسلامى; نارسايى هاى مطالعات ادبى سنتى; تاريخچه اجمالى مطالعات زبان شناختى ادبيات; بازبينى پژوهش هاى زبان شناختى ادبيات; تكرار كلامى; توان آوايى; توازن واژگانى; توازن نحوى; سلسله مراتب نظم آفرينى و طبقه بندى صناعات بديع نظم.

مجموعه مقالات برگزيده هم انديشى زبان و ادبيات فارسى در سده نهم
سعيد حسام پور, حسين ملكوتى, چاپ اوّل, دانشگاه هرمزگان, بندرعباس, 1384, 363ص, وزيرى.
اين مجموعه مشتمل بر مقالات هم انديشى زبان و ادبيات فارسى در سده نهم است كه به اهتمام دانشگاه هرمزگان برگزار گرديده است, برخى از مقالات عبارتند از: تمثيل و داستان در عقل و عشق صائن الدين اصفهانى; مرائى جامى و جايگاه آن در ادب غنايى قرن دهم; نقد عناصر قصه در قرن نهم هجرى; همگامى ادبيات با هنر در سده دهم هجرى; جامى شاعر معترض اجتماعى; آسيب شناسى تعريف انسان در قرن نهم با نگاهى به شعر جامى; معماپردازانى در قرن نهم; ويژگى هاى زبانى متون تاريخى در سده نهم; مهمترين تذكره عرفانى سده نهم; شعر بازارى در قرن نهم با رويكردى به جامعه شناسى تاريخى و ادبى; انعكاس جلوه هاى اجتماعى, فرهنگى و هفت اورنگ جامى.

 تنوع زيستى و دانش سنتى: مرورى بر آثار نظم و نثر فارسى در جستجوى دانش سنتى تنوع زيستى
جواد يوسفيان, چاپ اوّل, روناس, تهران, 1384, 116ص, آلبومى.
در اين نوشتار, نگارنده با بررسى بخشى از ادبيات مكتوب ايران, نگرش و ديدگاه هاى مختلف را در زمينه تنوع زيستى و طبيعت استخراج كرده و بر آن است تا باورهاى پيشينيان را كه معمولاً در ادبيات منعكس مى شده تحليل كند. مباحث كتاب ذيل اين عناوين سامان يافته است: دانش سنتى تنوع زيستى در آثار نظم و نثر فارسى قبل از اسلام; بررسى آثار نظم و نثر فارسى بعد از اسلام; بررسى برخى آثار موجود در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم; بررسى برخى آثار موجود از اواسط قرن پنجم تا ابتداى قرن هفتم; بررسى برخى آثار قرن هفتم و هشتم; بررسى برخى آثار موجود از پايان قرن هشتم تا اواخر قرن دوازدهم; بررسى آثار برخى نويسندگان و شعراى معاصر.

 نيستان الست (عالَم ذر در مثنوى معنوى)
نجمه السادات پزشكى, چاپ اوّل, دوار, تهران, 1384, 190ص, وزيرى.
در فصل اول كتاب درباره عالم ذر از ديدگاه قرآنى و روايى بحث شده است. در فصل دوم عالم ذر با نظريه مشهور افلاطون يعنى مثل مقايسه و تحليل شده است. آن گاه در فصل سوم عالم ذر در مثنوى معنوى بررسى گرديده است. گفتنى است كه عالم ذر بيانگر نشئه اى از آغاز حيات انسان است كه پيش از آغاز حيات اين جهانى اوست و در آن نشئه با پروردگار عالم, عهد و پيمان بندگى بسته و بر ربوبيت او شهادت و گواهى داده است. اين جريان در مباحث خداشناسى و در اثبات فطرى بودن خداجويى بشر از اهميت خاصى برخوردار است. همچنين در مباحث عرفانى به جهت آن كه اين پيمان را پيمان عشق و دوستى با پروردگار مى دانند جايگاه علمى دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 19:43  توسط بذرافشان  | 

پايگاههاي كتاب و كتاب خواني

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 11:8  توسط بذرافشان  | 

زندگی چیست ؟

زندگی خالی است ان را پر کن.
 زندگی یک مشکل است با ان روبرو شو.
زندگی یک معادله است موازنه کن.
زندگی یک معما است ان را حل کن.
زندگی یک تجربه است ان را مرور کن.
زندگی یک مبارزه است قبول کن.
زندگی یک کشتی است با ان دریا نوردی کن.
زندگی یک سوال است ان را جواب بده.
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.
زندگی یک هدیه است ان را دریافت کن.
زندگی دعا است ان را مرتب بخوان.
زندگی درد است ان را تحمل کن.
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 10:27  توسط بذرافشان  | 

بانك اطلاعات اسلامي

http://www.islamicdatabank.com/farsi/f_default.asp

پايگاه اطلاع‌رساني سراسري اسلامي كه پارسا ناميده مي‌شود با هدف ارائه مشخصات منابعي كه از اين پس در يكي از رشته‌هاي علوم اسلامي منتشر مي‌شود، به همراه چكيده‌اي از محتواي منابع تحقيقاتي، آغاز به كار نموده است. بستر اصلي فعاليت پارسا، اينترنت است كه در آن محتويات پايگاه به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي در اختيار علاقمندان قرار مي‌گيرد. پارسا (جستجو در مشخصات و چكيده، جستجو در متن كتب و مقالات، اصطلاح‌نامه علوم اسلامي، كتابسراي ناشران، شهر كتاب، آثار رايگان) بانك‌ها (بانك نشريات، بانك كتابخانه‌ها، بانك نرم‌افزار، پديد‌آورندگان، ناشران، مراكز توليدكننده آثار، مقالات اسلامي)، منابع و پيوندها، محصولات و پشتيباني عنوان بخشهاي مختلف سايت را تشكيل مي‌دهند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 9:58  توسط بذرافشان  | 

نقد و بررسى كتاب ژئو پلیتیك شیعه (شیعه شناسی)

مقدمه
جغرافیاى سیاسى (Political Geography) و ژئوپولیتیك (Geopolitics) ، دو گرایش از یك موضوع هستند كه به تعاملات میان قدرت سیاسى و محیط جغرافیایى مى‏پردازند; پیوند سیاست و جغرافیا در درون مرزهاى یك كشور، موضوع جغرافیاى سیاسى است، در حالى كه ژئوپولیتیك، نگاهى فراملیتى و جهانى است.
ژئوپولیتیك عبارت است از مطالعه روابط قدرت‏ها در سطح جهان، براساس امكاناتى كه محیط جغرافیایى در اختیار مى‏گذارد و یا امكاناتى كه مى‏توان از محیط جغرافیایى گرفت. (2) مفاهیمى مانند كشور، حكومت، مرز و بوم، شهر و روستا، ملت، هویت و ناسیونالیزم، از مفاهیم محورى و مطرح در جغرافیاى سیاسى هستند.
ژئوپولیتیك، نظام جهانى، نظام نوین جهانى، گروه‏بندى منطقه‏اى، همگرایى منطقه‏اى، نقاط استراتژیك و مناطق استراتژیك، از محورها و موضوعات سیاست جغرافیایى هستند. (3) در این كتاب «مذهب شیعه‏» ، به عنوان موضوعى ژئوپولیتیكى در نظر گرفته شده است; با این استدلال كه نقطه ثقل جغرافیایى شیعیان، مناطقى است كه بر روابط قدرت در سطح جهان تاثیرگذار است; براى مثال، از نظر نویسنده، شیعیان مستقر در كرانه‏هاى خلیج فارس، از برد ژئوپولیتیكى جهانى برخوردار هستند، چون هفتاد درصد ذخایر نفت جهان كه براى ادامه حیات و رشد اقتصاد جهان حیاتى است، در این منطقه واقع شده است و هر گونه تحول و نا آرامى سیاسى در این منطقه، مى‏تواند پیامدهاى اقتصادى و سیاسى جهانى گسترده‏اى را به همراه داشته باشد. (ص 7)
نویسنده، پراكندگى جغرافیایى شیعیان و نقاط استقرار آنها و نیز نوع عقاید ایشان را از این دیدگاه مورد توجه قرار داده است و میزان خطرسازى آنها براى جهان سرمایه‏دارى غرب را مورد ارزیابى قرار داده است و سعى كرده است تا هشدارهاى لازم در جهت پیشگیرى از خطرات احتمالى را به دولت‏هاى غربى ارائه نماید.
نویسنده جوامع شیعى را به سه دسته تقسیم كرده است; ابتدا آنها كه تاثیر جهانى ندارند; همچون شیعیان اسماعیلى، سپس آنها كه تاثیرات محدود دارند; همچون شیعیان عراق و پاكستان در نهایت آنها كه تاثیرات جهانى وسیعى دارند; همچون شیعیان ایران، خلیج فارس و لبنان.
چنانكه ملاحظه مى‏نمایید، تقسیم بندى مذكور، براساس میزان خطرى است كه شیعیان مذكور براى جهان غرب ایجاد كرده‏اند. خطر شیعه به این دلیل قابل توجه است كه اولا شیعیان در انتظار بازگشت امام غایب خویش هستند، ثانیا براى برقرارى دالت‏بر روى زمین مبارزه مى‏كنند و ثالثا ادعاى حكومت جهانى دارند ; این همان چیزى است كه جهان سرمایه‏دارى غرب هم آن را دنبال مى‏كند; به طور كلى برنامه این مذهب در جلوه ظاهرى این گونه است; زندگى در انتظار بازگشت امام، همراه با مبارزه براى دستیابى به عدالت‏بر روى زمین، هر كس در مى‏یابد كه تشیع، با چنین طرح و نقشه اعتقادى و ایدئولوژیكى‏اى، مى‏تواند به صورت اهرم نیرومندى، در جهت‏بر هم زدن ثبات جهان ظاهر شود. تشیع هر چند از نظر جغرافیایى در یك منطقه پراكنده، اما بسیار محدود قرار گرفته، ولى مبارزه‏اى را دنبال مى‏كند كه ادعاى جهانى دارد. رسالت‏شیعه تا اندازه‏اى با رسالت و پیام كمونیسم قابل مقایسه است ; اقلیت‏شیعه براى رهایى جهان مبارزه مى‏كند، همان‏طور كه در تفكر ماركسیست، طبقه كارگر براى آزادى همه بشریت مبارزه مى‏كرد. (ص 14 و 15)
مورد فوق، علیرغم تطویل، از این رو بیان گردید كه انگیزه و هدف مؤلف از تدوین و تالیف اثر روشن شود. نویسنده كتاب سعى دارد، خط شیعه را به «مسئولین سیاسى‏» ، «ناظرین‏» و «خبرگان‏» غربى گوشزد كند و آنها را به چاره‏جویى دعوت نماید; تشبیه خطر شیعه به كمونیسم، در این راستا است كه: نه تنها بر ناظرین و خبرگان، بلكه بر مسئولین سیاسى است كه این واقعیت را به خوبى درك كنند; صلح در خاورمیانه و حتى در جهان، به طور اساسى، به اداره این نیروى جدید بین‏المللى، یعنى جوامع شیعى وابسته است; اخبار روز نشان مى‏دهد كه شیعه، على‏رغم خشونت‏ها، شكنجه‏ها یا جنگ‏ها، نه ضعیف و نه مضمحل شده است. (ص 15)
بنابراین، تلاش نویسنده در این جهت است كه با آگاهى بخشى به مسئولان سیاسى، به آنها در جهت كنترل شیعه یارى برساند; عبارت نویسنده مبنى بر اینكه «صلح در خاورمیانه‏» معلول كنترل نیروى شیعه است، به این شكل نیز قابل ارائه است كه تسلط بر خاورمیانه معلول تسلط بر شیعیان است.
با توجه به آنچه آمد، در ادامه ما دو بحث را دنبال خواهیم كرد: ابتدا مرورى بر محتواى كتاب و سپس ارائه برخى ملاحظات.
2 - مضامین اصلى
این كتاب از دو قسمت تشكیل شده است ; قسمت اول در صدد نشان دادن ویژگى‏هاى شیعیان ایران است; سیاست‏خارجى جمهورى اسلامى و جایگاه شیعیان و مسلمانان در این سیاست، از مسائلى است كه نویسنده سعى كرده است، تاملات زیادى پیرامون آن داشته باشد. در بخش دوم به وضعیت‏شیعیان غیر ایرانى، از جمله شیعیان عرب زبان پرداخته شده است; یافته‏هاى نویسنده در هر دو قسمت‏به اختصار ارایه مى‏شود:
1. از نگاه ژئوپولیتیكى، درك پدیده شیعه، شامل بازشناسى دو ویژگى است: اولین ویژگى به شكل‏گیرى شیعه مربوط مى‏شود كه پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، به عنوان اعتراض سیاسى نسبت‏به جانشین پیامبر ظاهر شد. دومین ویژگى به تعدد و تقسیم‏بندى‏هاى فرق شیعه مربوط مى‏شود كه معلول اختلاف نظرهاى تفسیرى در مورد آخرین امام بر حق است ; تشیع زیدى، اسماعیلى و دوازده امامى، فرقه‏هاى اصلى شیعه هستند. ویژگى عمده تاریخ اسلام در زمینه ژئوپولیتیك، از هزار سال پیش به این طرف، سركوب شیعه توسط اهل سنت است، به استثناى یك دوره فترت كه آن هم فتح ایران توسط مذهب تشیع در عصر جدید است. از طرف دیگر، شیعیان دوازده امامى به دو گروه تقسیم مى‏شوند; آنان كه داراى روحانیتى سازمان یافته و شكل گرفته هستند و گروهى كه روحانیت در میان آنان نقش چندانى ندارد.
2. آیا پیش از سال 1979 میلادى (1357 ش). ، یعنى پیش از پیروزى انقلاب اسلامى، شیعه مخالف قدرت حاكم در ایران بود؟ فصل سوم این كتاب در پاسخ به این پرسش ارائه شده است; در این فصل نقش صفویان و علما در گسترش تشیع در ایران مورد بررسى قرار گرفته است. هم‏چنین نویسنده معتقد است كه از عصر قاجاریه، روحانیت از فاز مذهبى به فاز سیاسى منتقل شدند و با دخالت‏هایى كه در جهت‏حفظ استقلال ایران در مقابل بیگانگان داشتند، به خصوص مخالفت‏با امتیازاتى كه به بیگانگان داده شد، مانند امتیاز رویتر و تنباكو، محبوبیت‏بیشترى كسب كردند.
حضور علما در نهضت مشروطه و نهضت ملى نفت و سایر قیام‏ها، روز به روز بر جنبه سیاسى آنها قوت بخشید و بیش از پیش آنها را در مقابل سلطنت قرار داد.
3. سیاست‏خارجى جمهورى اسلامى ایران سیاستى دو سویه است، از یك سو به دنبال تامین امنیت داخلى و ثبات مرزها است; مرزهایى كه ساكنان آنها اقلیت‏هاى غیر شیعى با گرایش‏هاى كم و بیش جدایى طلبانه هستند و مى‏توانند مناطق نفوذ احتمالى براى دشمنان بالقوه باشد و از سوى دیگر به دنبال رهبرى جهان اسلام است. چالش موجود بر سر راه دیپلماسى ایران، جمع میان تشیع و تسنن است; چنانكه میان منافع ایران و تشیع نیز مى‏تواند چالش برقرار شود.
4. 75 درصد از مردم جمهورى آذربایجان را شیعیان تشكیل مى‏دهند; آذربایجان در سال 1828، با عهدنامه تركمانچاى از ایران منفك شد و به روسیه ملحق گردید. كشف نفت در آغاز قرن بیستم چهره این جامعه را تغییر داد. سرانجام در سال 1990 آذربایجان به یك كشور مستقل تبدیل شد. اكنون پرسش این است كه آینده آذربایجان با اكثریت‏شیعه ساكن در آن چیست؟ آذربایجان آن قدر شیعه است كه طرفدار كامل تركیه نشود و به اندازه كافى شیعه نیست تا كاملا طرفدار ایران باشد ; اما به اندازه كافى عناصر شیعى را در اختیار دارد تا اینكه به صورت كشور اقمارى روسیه جدید در نیاید.
5. در افغانستان با قومیت‏هاى مختلف، سلطه قبایل پشتون به ضرر هزاره‏هاى شیعه انجامیده است; وحدت مبارزه نظامى و بیدارى مذهبى، در هزاره‏ها آگاهى سیاسى جدیدى ایجاد كرده است; آگاهى‏اى كه عنصر اصلى تغییر و تحول در بینش نژادى و ملى این مردم است. نزدیكى ایران با شیعیان هزاره موجب شد كه امریكا از طریق پاكستان، متحدین جدیدى براى خود انتخاب كند. این متحدین دانشجویان بنیادگراى پشتون، یعنى طالبان بودند; به این ترتیب، بار دیگر اختلاف میان شیعیان و سنى‏ها شعله‏ور شد.
6. تقریبا یك چهارم از جمعیت تركیه شیعه هستند; این شیعیان كه علویان نامیده مى‏شوند، پیش از این قزلباش نام داشتند; این شیعیان متفاوت از شیعیان ایرانى و به صورت سازمان نیافته به شكل اخروى باقى مانده‏اند.
همچنین با توجه به اینكه این دسته در طول حكومت عثمانیان مورد طرد و تحقیر بودند، به حامیان جدى مصطفى كمال آتاترك تبدیل شدند. علاوه بر علویان، شیعیان دیگرى هم در تركیه حضور دارند كه بكتاشى نامیده مى‏شوند. امروزه با به قدرت رسیدن احزاب اسلام‏گرا در تركیه، علویان احساس مى‏كنند كه به عنوان شیعه، مورد تهدید بنیادگرایان سنى هستند. تشیع تركیه هم نسبت‏به سنى‏ها و هم نسبت‏به تشیع دوازده امامى حاشیه‏اى است.
اگر چه به قدرت رسیدن پدیده علوى نمى‏تواند بر ژئوپولیتیك خارجى تاثیر مستقیم داشته باشد، زیرا هیچ‏گونه ارتباطى میان جامعه علوى و انقلاب اسلامى ایران وجود ندارد، با این حال نباید نسبت‏به آن مسامحه به خرج داد. مذهب علوى یكى از كلیدهاى آینده تركیه است (چنین به نظر مى‏رسد كه نویسنده آنقدر خطر شیعه را زیاد مى‏داند كه شیعیان لائیك را نیز براى منافع غرب خطرناك مى‏داند).
7. تاثیر ایران بر سلسله مغول حاكم بر هندوستان، خود را با نوعى گسترش تشیع دوازده امامى نشان داد; در كنار این شیعیان دوازده امامى، دسته دیگرى از شیعیان هم در هند وجود دارند; شیعیان اسماعیلى خود به دو گروه تقسیم مى‏شوند:
مستعلى‏ها كه از خاندان خلافت فاطمى هستند و «بوهارا» نامیده مى‏شوند و حاكمیت آقاخان را به رسمیت نمى‏شناسند و گروه «نزارى‏ها» كه رهبرى آنها را آقاخان برعهده دارد.
شیعیان هند كه جمعیتى حدود بیست و پنج میلیون نفر هستند، و شیعیان پاكستان كه جمعیتى حدود سى و پنج میلیون نفر برآورد شده‏اند، از دو سو در فشار هستند; ابتدا از سوى هندوهاى افراطى و سپس از سوى سنى مذهبان افراطى.
8. حضور تشیع در آسیاى مركزى پدیده‏اى ژئوپولیتیك نیست; این حضور كم رنگ و كوچك و در عین حال در خور توجه است.
9. پارادوكس عراق; هرچند عراق مهد تشیع و اماكن مقدس شیعى به شمار مى‏آید و اكثریت جمعیت آن (هفتاد درصد) شیعه، اما از نظر سیاسى همواره تشیع در اقلیت‏سیاسى این كشور قرار داشته است; این تناقض از كجا ناشى مى‏شود؟
براى درك این پدیده باید به چگونگى شكل‏گیرى عراق پس از جنگ جهانى اول توجه كنیم; شكل‏گیرى سرزمین كنونى عراق، محصول اقدامات انگلستان است. لندن با تصویب موافقتنامه «سایكس - پیكو» ، توانست‏به سه ولایت‏بصره، بغداد و موصل، كشورى بنا كند كه در راس آن سلسله هاشمى را قرار داشت; سلسله‏اى كه ابتدا توسط سعودى‏ها از حجاز رانده شده و بعدها نیز به وسیله فرانسویان از سوریه طرد شده بود.
این كشور جدید امكان ایجاد ارتباط میان خلیج فارس، امارات (كه خود بریتانیا آن را اداره مى‏كرد)، دریاى سرخ، دریاى مدیترانه و مصر را با امپراتورى بریتانیا فراهم مى‏ساخت. عراق جاده زمینى هندى‏ها را تكمیل مى‏كرد. این جاده مكمل راه دریایى محسوب مى‏شد. «اتحاد مثلث‏سنى - هاشمى - انگلیسى تا زمان استقلال این كشور در سال 1930 ادامه یافت‏». با شروع جنگ سرد، تحولات دیگرى در این كشور به وقوع پیوست.
در سال‏هاى پایانى دهه پنجاه میلادى، برخى محافل شیعى به فكر ایجاد یك حزب سیاسى افتادند. این حزب نام «دعوة الاسلامیه‏» را به خود گرفت، ترس از یك انقلاب شیعى در عراق، عربستان سعودى و بقیه كشورها را وادار كرد تا در جنگ علیه ایران به عراق كمك كنند; به هر تقدیر، على‏رغم اینكه تاكنون قیام‏هاى شیعى سركوب شده است و این اكثریت جمعیتى در قلیت‏سیاسى نگه داشته شده‏اند، اما آینده عراق در گرو مسئله شیعه است.
10. خلیج فارس شیعى; اگر از مجموع جمعیت‏ساكن در كرانه خلیج فارس آمار گرفته شود، بیش از هفتاد درصد آنها به مذهب شیعه اعتقاد دارند. حضور این جمعیت‏شیعى كه از نظر سیاسى در اقلیت نگه داشته شده‏اند، در كرانه عربى خلیج [فارس]، براى تمام كشورهاى همجوار، دو مسئله ژئوپولیتیكى داخلى و خارجى را به وجود مى‏آورد.
هفتاد درصد كاركنان شاغل در میدان‏هاى نفتى عربستان شیعه هستند، یك چهارم شهروندان كویت‏شیعه هستند، بیست درصد از جمعیت قطر شیعه هستند، شصت و پنج درصد مردم بحرین شیعه هستند و در عین حال از قدرت دور نگاه داشته شده‏اند.
نویسنده كتاب سعى كرده است تا براى چندمین بار، توجه قدرت‏هاى بزرگ را به خطرى به نام «خطر شیعه‏» جلب كند:
«از این زمان به بعد، قدرت‏هاى بزرگ، كشورهاى مصرف كننده و شركت‏هاى بزرگ نفتى، باید به پدیده شیعه با تمام ابعاد و اشكالش توجه كنند; همچنین كشورهاى درگیر دیگر نمى‏توانند به سیاست‏سركوب اقلیت مظنون به صورت دراز مدت ادامه دهند. آینده تهران هرچه باشد، این اقلیت‏هاى شیعى چونان نیزه‏هایى هستند كه در كالبد فسیل عظیم الجثه نفت قرار گرفته است‏». (ص 103)
11. یمن شیعى; یمن پایگاه تشیع زیدى است. این كشور تا سال 1962 تحت‏حاكمیت زیدیه بود. تحولات مختلف موجب شد تا زیدى‏ها از صحنه سیاست‏یمن منزوى شوند، اما آینده یمن با مسئله شیعه زیدى گره خورده است.
12. علویان سوریه; علویان سوریه كه قرن‏ها توسط عثمانى‏ها تحقیر شده بودند، اكنون حكومت این كشور را در اختیار دارند، اما در اختیار داشتن حزب بعث، ارتش و قدرت سیاسى توسط علویان موجب نشده است كه آنها مذهب خود را مذهب رسمى كشور اعلام كنند; آینده خاور نزدیك، تا اندازه زیادى به تحول روابط میان علویان و بقیه جامعه سوریه وابسته است.
13. شیعیان لبنان; تجدید حیات تشیع لبنانى از سال 1960 میلادى، با ورود «امام موسى صدر» به لبنان آغاز شده. بازگشت‏به تشیع در لبنان، به معنى تحكیم روابط میان شیعیان لبنانى و ایرانى بود. على‏رغم اینكه شیعیان لبنان داراى اكثریت هستند، ولى هنوز از جایگاه سیاسى شایسته جمعیت‏خود برخوردار نیستند.
با توجه به آنچه آمد، به این نتیجه مى‏رسیم كه اكثر شیعیان در كانون و مراكز حساس ژئوپولیتیكى جهان ساكن هستند. این مسئله قدرتى به آنها بخشیده است كه مى‏توانند جهان را با چالش روبرو كنند.
تشیع با امیدهایى كه ایجاد مى‏كند و با انتظار جمعى براى اعاده حقیقت قرآنى و عمل به آن، مذهبى است كه در مورد امور سیاسى، همچون اداره، سازمان و تحول جامعه داراى برنامه است.
آنچه قدرت تشیع را به چالش مى‏كشد، ابتدا وجود شكاف میان تشیع و تسنن است و سپس شكاف میان خود شیعیان است كه موجب شده است، اتحاد شیعى و یا به عبارت دیگر بین‏الملل تشیع وجود نداشته باشد.
نویسنده اظهار داشته است كه «باید با قاطعیت اذعان كرد كه تعارضات ملى و مذهبى میان شاخه‏هاى تشیع، این مذهب را به ناتوانى محكوم خواهد كرد». (ص 141) و به این ترتیب ارائه رهنمود كرده است. وى در عین حال، دو صفحه بعد، نگرانى خود را از تشیع موجود ابراز كرده است: «انفجار تشیع تنها به مواضع ژئوپولیتیكش در خاورمیانه باز نمى‏گردد، بلكه در محتوا و پیام سیاسى آن نهفته است‏». (ص 143) اراده شیعى مى‏تواند زمانى داراى قدرتى انفجارآمیز و سهمگین باشد; به خصوص كه شیعیان دستاوردهاى تكنولوژیكى مدرنیته را طرد نمى‏كنند.
«اگر امروز مسئله مدرنیته را از شیعیان بپرسید، جواب آنها ساده خواهد بود; از نگاه آنها هیچ چیز در مدرنیته و تكنولوژى مخالف حقایق شیعه نیست، بلكه به عكس است; پیشرفت‏هاى علمى و تكنیكى تسریع كننده آزادسازى انسان و به عنوان مرحله‏اى تكمیلى در زمینه‏سازى بازگشت امام غایب تلقى مى‏شوند». (ص 143) در مدرنیته، آنچه در نظر شیعیان محكوم است، همان چیزى است كه در غرب، انقلاب فردیت و تقدم وجدان بر وحى نامیده مى‏شود. شیعه در مدرنیته حل نمى‏شود، زیرا مذهبى اخروى است، مذهب معتقد به روزهاى پایانى براى این جهان است، و از این جهت، هیچ‏كدام از مراحل تاریخ او را نمى‏ترساند. تشیع به طور ملموس، از درون متحول خواهد شد، همان طورى كه از بدو پیدایش خود، دائما متحول و متناسب با زمان و مكان حركت كرده است، اما این تحول موجب نمى‏شود شیعه هویت‏خود را از دست‏بدهد. (4)
3. ملاحظات
كتاب حاضر از دو جنبه شایسته توجه است: از منظر علمى و از منظر سیاسى.
از نظر علمى كارى كه در این كتاب انجام شده است، در نوع خود قابل توجه و شاید بتوان گفت كم نظیر است، تا آنجا كه نگارنده مى‏داند كه از منظر ژئوپولیتیكى، اولین نگاه روشمند به وضعیت پراكندگى شیعه در جهان اثر حاضر است.
مطالعه كتاب حاضر براى شیعیان هم مفید است; چنانكه براى مخالفان شیعه نیز مفید است و چنانكه در ادامه خواهیم گفت، اساسا كتاب براى مخالفان شیعیان نگاشته شده، تا آنها را از خطر شیعه آگاه كند و حتى بزرگ نمایى‏هایى نیز در این جهت صورت گرفته است.
كتاب حاضر به شیعیان مى‏گوید كه از چه نقاط قوت و ضعفى برخوردار هستند; مهم‏ترین نقاط قوت شیعیان عبارت است از عقاید و افكار عدالتخواهانه، رهایى بخش، امید به آینده و ترسیم فرجام روشن براى آینده جهان و تاریخ و نیز داشتن امكانات مادى و حضور در نقاط و مناطق حساس و پراهمیت جهان.
نقاط ضعیف شیعیان و جهان اسلام عبارت است از: عدم اتحاد و اختلافات درونى كه موجب شده است تا تاثیرات ژئوپولیتیكى آنها كاهش بیابد. همچنین اختلاف و كشمكش با اهل سنت، در برخى از دوره‏هاى تاریخى موجب ضعف مسلمانان و در نتیجه ضعف شیعیان شده است.
بنابراین، لازم است كه شیعیان در جهت كاهش شكاف میان خود و نیز میان شیعیان و اهل سنت گام بردارند. خوشبختانه پس از پیروزى انقلاب اسلامى گام‏هاى مهمى در این جهت‏برداشته شده است كه لازم است تقویت‏شود. همچنین سازمان كنفرانس اسلامى، دارالتقریب و مجمع جهانى اهل بیت مى‏توانند در جهت كاهش شكاف میان كشورهاى اسلامى، مذاهب اسلامى و شیعیان تلاش‏هاى مؤثرترى انجام دهند.
در واقع قدرت شیعیان و جهان اسلام، تابع متغیرهاى فراوانى است كه از جمله آن عبارت است از: میزان سازمان یافتگى و انسجام سیاسى، اجتماعى و دینى، رهبرى دینى و سیاسى، میزان آگاهى‏هاى سیاسى، اجتماعى و دینى و از همه مهم‏تر ماهیت اعتقادات و تفاسیر دینى و مذهبى و نیز تهاجمات بیگانگان.
به لحاظ سیاسى اثر حاضر را مى‏توانیم در ردیف آثارى ارزیابى كنیم كه عهده‏دار حفظ و گسترش شكوت و صولت غرب بر جهان هستند. نویسنده در مقدمه كتاب این منظور را به روشنى بیان كرده است. به نظر نویسنده خط شیعه براى جهان غرب از این جهت است كه این مذهب ادعاى حكومت‏بر سراسر جهان را دارد و این عقیده‏اى است كه از اعتقادات به امام غایب نشات مى‏گیرد. این عقیده و مدعاى شیعه همان چیزى است كه غرب نیز به دنبال آن است; بنابراین شیعیان خطر اصلى پیش‏روى جهان غرب هستند. در حالى كه اعتقاد به مهدویت و منجى موعود به شیعه اختصاص ندارد، بلكه تمامى مسلمانان به آن اعتقاد دارند و حتى همه ادیان به آن باور دارند. البته در این جهت، شیعه با سایر مذاهب و ادیان متفاوت است كه منجى را به نام و رسم معرفى كرده و معتقد است كه این منجى هم اكنون زنده است.
علاوه بر این، نویسنده به عمد سعى كرده است تا بر اهداف استعمارگرانه غربى‏ها سرپوش بگذارد و جهان‏گشایى غربى‏ها را به عنوان پى‏گیرى منافع ملى توجیه نماید. بر همین اساس، خود آگاهى سیاسى شیعیان را معلول تحقیر آنان از سوى اهل سنت داشته است، در حالى كه مى‏دانیم خود آگاهى سیاسى شیعیان، بلكه تمام مسلمانان، اعم از شیعه و سنى، معلول بازگشت‏به اسلام و نیز مواجهه با استعمار غرب بوده است.
در واقع تهاجم گسترده غرب به جهان اسلام بود كه موجب فروپاشى امپراتورى عثمانى، تجزیه جهان اسلام و تقسیم بخشى از جهان اسلام میان قدرت‏هاى اروپایى شد.
همچنین پس از جنگ جهانى دوم، ورود امریكا به جهان اسلام را شاهد هستیم كه تاكنون نیز ادامه یافته و امروز موج وسیعى از نفرت مسلمانان (اعم از شیعه و سنى) از امریكا را مشاهده مى‏كنیم.
انگیزه‏هاى سیاسى موجب شده است تا نویسنده اختلافات و شكاف‏هاى دینى و مذهبى را بیش از حد بزرگ جلوه دهد; این مسئله ما را به دو نكته هدایت مى‏كند: نكته اول این است كه از برنامه‏هاى سیاسى غربى‏ها در ضربه زدن به وحدت جهان اسلام و تضعیف آن، دامن زدن به اختلافات دینى، مذهبى، قومى و هر نوع اختلاف و خصومتى است كه پاره پاره شدن امت اسلامى را تسریع مى‏كند. نكته دوم این است كه وجود اختلافات مشابه در جهان غرب، نظیر اختلافات مذهبى در میان مسیحیان و یا اختلافات سیاسى در میان گروه‏هاى سیاسى، به عنوان پلورالیسم و تكثرگرایى، علامت و نقطه قوت به حساب مى‏آید. این مسئله ناشى از اغراض سیاسى خاصى است. در واقع اگر اختلافات مذهبى و سیاسى موجب خصومت مى‏شود، این مسئله ممكن است در جهان غرب هم اتفاق بیفتد.
ملاحظه پایانى تنبه و توجه به این نكته مهم است كه اگر دانشمندان و مراكز علمى جهان اسلام، در مورد شناخت‏خود بى‏توجه باشند، تاریخ و هویت آنها توسط دیگران، به گونه‏اى كه آنان مى‏خواهند، تدوین خواهد شد.
شایسته است مراكز پژوهشى جهان اسلام و فرهیختگان مسلمان، نه تنها به انجام تحقیقات میدانى در جهت‏شناسایى و معرفى جهان اسلام بپردازند، بلكه باید وضعیت‏سایر ساكنان كره زمین را نیز شناسایى كنند و از مقدورات و امكانات هركدام مطلع شوند، تا بتوانند به نحو آگاهانه‏اى روابط خود را با آنان طراحى و اجرا نمایند.
پى‏نوشت‏ها:
1) دكتر فرانسوا توال. ژئوپولیتیك شیعه، ترجمه دكتر علیرضا قاسم‏آقا، تهران، نشر آمن (با همكارى مركز مطالعات و تحقیقات اندیشه سازان نور)، بهار 1379.
2) پیروز مجتهدزاده. ایده‏هاى ژئوپولیتیكى و واقعیت‏هاى ایرانى، تهران، نشر نى، 1379، ص 23.
3) علاوه بر اثر مجتهد زاده نك. به: دكتر عزت الله عزتى. ژئوپولیتیك در قرن بیست و یكم، تهران، سمت، 1380.
4) وضعیت‏شیعیان دروزى نیز در یك فصل مستقل بررسى شده بود كه در این معرفى نیامد. همچنین در كتاب اشاراتى به وضعیت‏شیعیان امریكا و اروپا هم شده است

نجف لك‏زایى

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 9:5  توسط بذرافشان  | 

جايگاه كتابخانه در جامعه

انسان در قرن پانزدهم هجرى شاهد بيشترين شكوفائى تلاش علمى دانشمندان و تبادل اطلاعات و تاثير متقابل فرهنگهاست . مفاهيم و دست آوردهاى دانش بشرى در همه جا نفوذ كرده و تغييرات بسيارى در رابطه ميان انسان با جهان پيرامون خود به همراه آورده است .
رشد روزافزون تكنولوژى در عرصه ارتباطات به سرعت درحال پيشرفت است و تاثيرگذارى و تاثيرپذيرى فرهنگها از يكديگر پيچيده تر شده است .
فهم دينى , علوم انسانى و اجتماعى , هنر و افكار عمومى و انتظارات سياسى ملت ها و ... همگى عرصه تغييرات شگرفى قرار گرفته است .
در اين ميان نخبگان فرهنگى هر ملت در ارائه راه صحيح و متناسب با زمان سهم اساسى دارند, ايران اسلامى مى كوشد هويت دينى , فرهنگى و ملى خود را در چنين شرايط و عصر حاضر بازسازى كند.
بهترين طريق پاسخ به پرسشهاى نوين امروزى و امكان دسترسى به پاره اى از مفاهيم فرهنگى دنياى جديد و آشنائى با افكار متفكران ا زجنبه هاى مختلف و فهم اوضاع و احوال زمانه از طريق كتاب و كتابخانه ميسًر است , چه كتابخانه گنجينه دانش بشر و سنگ بناى تمدن و پايگاه نشر افكار و مركز قدرت مى باشد, فرهنگ نوين هرملت حاصل ميراث گذشته آن است كه به صورت مكتوب و مدون به منظور استفاده همگان در كتابخانه ها نگهدارى مى شود.
هر انسان متفكر و دانشمند مى خواهد بداند ميراث و تمدن نياكان و انديشه و كردار گذشتگان او چيست ؟ اين پژوهش در كتابخانه ها ممكن است .
كتابخانه ها نيز در حد خود به منظور توسعه علوم مى كوشند كه از عهده نيازمنديهاى مراجعين و مشكلات ناشى از رشد عظيم و ظاهرا بى پايان اطلاعات و دانش بشرى برآيند.
به گواه تاريخ محكمترين پايگاه برا ى محفوظ ماندن ذخاير و سرمايه هاى معنوى جامعه كتابخانه است .
كتابخانه يكى از عوامل مؤثر در حفظ آثار تمدن نياكان , ميراث فرهنگى , انديشه هاى علمى گذشته و افكار مختلف جامعه كنونى مى باشد.
جمع آورى و نگهدارى كتاب و در دسترس قرار دادن آن , بزرگترين خدمت به انديشمندان و پژوهشگران است .
كتاب و كتابخانه در شكل دادن به عقايد و افكار مردم نقش مهمى به عهده داشته و دارد, تا آنجا كه توسعه بزرگان اسلام بوده است .
تاريخ تشيًع در اين افتخار بزرگ سهم به سزائى داشته است به حدى كه در هيچ يك از مذاهب اسلامى نظير آن ديده نمى شود.
خدمات صادقانه اصول اخلاقى , نشر معارف اسلامى , تاليف كتب و تاسيس مدارس و مراكز علمى , دانشگاهها, رصدخانه ها و كتابخانه ها و ... كه بوسيله شيعه (كه بيشترايرانى بوده اند) انجام گرفته قابل احصاء و شمارش نيست .
به گفته بين امام اول تا يازدهم 400 جلد كتاب توسط علماى اماميه تاليف شده است كه آنها را كتب اصول مى خوانند.
اين همه كار و كوشش و اثر و خدمت و بوجود آمدن فرهنگى چنين پهناور و غنى در خلال تاريخى چنان پر حادثه ,نتيجه كرده اند, زواياى افكار و انديشه هاى بشرى را در سير به سوى كمال مطلق روشن گردانيده , زمينه ترقى را بخصوص برا ى جهان تشيًع فراهم آورده اند.
طبقه بندى علوم در اسلام در تواريخ مسطور است نخستين كس از مسلمين كه به نقل علوم در اسلام پرداخت خالد بن يزيد بن معاويه (متوفى 85 هجرى ) بود كه به يارى يكى از علماى اسكندريه به نام [اصطفان القديم ] به نقل بعضى از كتب كيميا مبادرت كرد.
ترجمه كتب علمى در دوره اسلامى از عهد خلفاى اموى آغاز شد و توجه به طب از باب حاجتى كه بدان وجود داشت , زودتر و بيشتر از ساير علوم در اسلام صورت گرفت .
از اواسط نيمه گشت و نژاد ايرانى در همه امور و شؤون نفوذ و دخالت يافت , طبعا به سابقه تجربيات و استعداد علمى كه در ايجاد تمدن داشتند شروع به ترويج علوم و فنون نمودند كه حتى خلفاى اسلامى هم از اين حيث تحت تاثير محيط ايرانى خود قرار گرفتند چنانكه سليمان بن عبدالملك گفت :  [عجبا ايرانيان هزار سال حكمفرمائى كردند ساعتى به ما احتياج پيدا نكردند و ما چند سال خلافت كرديم يك ساعت بى مساعدت آنها نتوانستيم زندگى كنيم .]
مسئله طبقه بندى علوم به دنبال نقل علوم عقلى و منطقى از منابع يونانى به عالم اسلام مورد توجه دانشمندان مسلمان واقع شد.
اگرچه بعضيها معتقدند و مى نويسند:... بطوريكه تاريخ نشان مى دهد در زمان اسكندر مقدونى كتابها و آثار تمدن خاور زمين و ايران غارت گرديد بسيارى از آثار و نوشته ها به يونان برده شد, شايد مورد استفاده ارسطو و شاگردان او قرار گرفته باشد.
علما و فيلسوفان مسلمان ا زهمان ابتداى تكوين فرهنگ عميق اسلامى به اهميت طبقه بندى و ايجاد سلسله مراتب علمى پى برده و در طول تاريخ تمدن و فرهنگ غنى و گسترده اسلامى طبقه بندى علوم مورد بحث دانشمندان اسلام بوده است , مع الاسف در قرنهاى مختلف بر حسب اوضاع و احوال سياسى در مقاطعى متوقف گرديد و امروز ملل مغرب زمين با فخر و مباهات بضاعت ما را به ما تحويل مى دهند كه گوئى ما از آن در طول تاريخ بيگانه بوده ايم .
شواهد و مدارك تاريخى نشان مى دهد كه نياكان ما از ديرباز متوجه فضيلت تاسيس كتابخانه بوده اند و اين نهاد نزد آنان پايگاه والائى داشته است .
مدار فرهنگ ايران اسلامى بر كتاب و كتابت است .
تاريخ تمدن اسلامى حاكى از آن است كه توجه به كتابخانه به عنوان نهادى با آثار اخلاقى , اجتماعى , آموزشى و سياسى هميشه مورد توجه بوده است , عقايد و فرهنگ ايرانى و اسلامى در ارج نهادن به مقام كتاب و كتابخانه مشهور است و كتابخانه هاى عظيمى در تمدن اسلامى ظاهر شده كه كانون فرهنگى روزگار خود محسوب مى شده اند.
به شهادت تاريخ در جهان اسلام هرگاه نام كتابخانه مهمى مى بينيم در كنار آن سخن از فهرستى است كه براى كتابها و نسخه هاى آن ترتيب داده اند.
براى نمونه :
1- كتابخانه چهارصد هزار جلدى مسلمانان در قرطبه (اندلس ) كه فهرستى در چهل و چهار جلد داشته است .
2- كتابخانه عظيم سامانيان در بخارا كه در خانه اى بوده است داراى حجره هاى بسيار كه در هر حجره موضوع خاصى بوده است و فهرستى داشته كه ابن سينا بخشى از آن كتابخانه را مورد مطالعه و استفاده قرار داده است .
3- كتابخانه دارالعلم فاطميان در قاهره كه شمار كتابهاى آن در اواخر به يك ميليون و ششصد هزار جلد مى رسيد و نام و نشان كتابها روى برگهاى متعدد ثبت شده بود و از به هم پيوستن آن فهرستى بس سترگ توانستند ساخت .
4- كتابخانه بسيار بزرگ مامون خليفه عباسى كه پر از كتابهاى گوناگون به زبانهاى مخلتف بود و ابن مسكويه فهرستى از آن ياد كرده است .
5- كتابخانه صاحب ابن عباد شخصيت نامدار سياسى و ادبى و مذهبى شيعى در رى كه صدو هفده هزار نسخه گرانبها داشت و فهرست آن به ده جلد مى رسيد.
6- كتابخانه عضدالدوله بويهى در شيراز كه فهرستهائى مرتب داشت و خود از بس عظيم بود بعضى ا ز دانشمندان بزرگ آن عصر معتقد بودند كه در انواع علوم كتابى تاليف نشده مگر نسخه اى از آن در آنجا هست .
7- كتابخانه آستان قدس رضوى [عليه السلام ] كه از قرن پنجم تا امروز كتابهاى بسيار بر آن وقف كرده اند و بارها نيز اقدام به تهيه فهرست براى آن شده است .
8- كتابخانه عالم بزرگوار شيعى سيد بن طاووس كه خود فهرست آن را در پاره اى از آثار خويش گنجانده است .
اينها نمونه اى بود از كتابخانه ها و فهرست نگارى مسلمين .
آگاهى از گذشته كمك ارزنده اى به نسلهاى آينده است و ريشه هركار عملى را در آثار قدما بايد جستجو كرد.
مسلمين پيش كسوتان علوم و فنون نبوغ ايرانيان در مسائل علمى بسيار چشم گير است .
بزرگترين دانشمندان و نويسندگان در رشته هاى علوم مختلف از ادبيات گرفته تا فقه و اصول و فلسفه , طب و نجوم و رياضى و غيره ايرانى بودند.
در تفسير و علوم قرآن : تبيان , مجمع البيان طبرسى , تفسير فخر رازى , كشاف زمخشرى و ... در فقه و حديث : صاحبان كتب اربعه شيعه (كلينى , صدوق و شيخ طوسى ) و مؤلفين صحاح سته اهل سنت (امام بخارى , مسلم نيشابورى و ...).
در لغت : فيروزآبادى و راغب اصفهانى .
در ادبيات : سيبويه , اخفش , كسائى , ابن كثير و ... در فلسفه : بوعلى سينا, بهمنيار, قطب الدين شيرازى و ... در رياضيات و علوم ديگر: خوارزمى , ابوريحان بيرونى , خيام نيشابورى و خواجه نصيرالدين طوسى و ... با تحقيق در تاريخ تمدن اسلام و تراجم دانشمندان مسلمان مى بينيم كه با الهام از رهنمودهاى پيغمبر اكرم (ص ) و ائمه طاهرين (عليهم السلام ) كشورهاى اسلامى بخصوص ايران در دامان خود بزرگانى جاودان پرورش داده است , كه نام گراميشان در صدر اسامى بانيان تم دن و بنيانگزاران مبانى دانش و فرهنگ بشرى جلوه گرى مى كند.
و تا تاريخ و انديشه بشرى وجود دارد و تا جهان برقرار مى باشد نام معلم ثانى , ابو نصر فارابى چون گوهرى درخشنده بر تارك افتخارات بشرى مى درخشند.
مگر نه اينكه او يكى از پايه گذاران فلسفه اسلامى يا فلسفه جهانى است پرورش يافت , صاحب نظران مى دانند كه او در حكمت و طب چه كرده است .
سهروردى زنجانى نابغه اى است كه نه تنها ايران و اسلام بلكه عالم انسانى به او مفتخر است .
امام محمد غزالى در عرفان , امام فخر رازى درعلوم مختلف , محمد زكرياى رازى در طب و خواجه نصير طوسى با تحرير اقليدس خدماتى به جهان نمودند كه جهان اسلام به چنين فرزندانى افتخار مى كند.
كلام شناس مى داند دشتكى ها و دوانى ها اين يكه تازان ميدان انديشه در بحثهاى خداشناسى و حكمت ربوبى چه كرده اند صدرالمتالهين نابغه ديگرى است در فلسفه و حكمت كه بى شك از درخشانترين چهره هاى قافله تمدن بشرى و بشريت است .
علاوه بر دانشمندان بسيار معروف كه ذكر شد.
در سراسر دنياى اسلام دانشمندان و مصنفين ديگر نيز همواره به پيشرفت طبقه بندى علوم كمكهاى شايانى نموده اند, با نظر اجمالى در طبقه بنديهائى كه از علوم مختلف درطول تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى شده است اين امر مستفاد مى شود كه حتى ورزش و اوزان و مقادير جزء علوم به حساب مى آيد.
در جهان اسلام در هر زمان دانشمندانى ظهور كرده اند كه طبقه بندى علوم آنها سرمشق ديگران قرار گرفته است .
كه در ذيل به كتابهائى چند كه طبقه بندى آنها معروف و مشهور است اشاره مى كنيم :
1- احصاءالعلوم ابونصر فارابى (260 - 339) ترجمه حسين خديو جم .
2- رساله اخوان الصفا قرن چهارم , ج 1, ص 202 تا 208.
3- مفاتيح العلوم خوارزمى (000-387).
4- منطق المشرقين رسائل ابن سينا (0 37 - 428).
5- جامع العلوم امام فخر رازى (543-606).
6- درة التاج قطب الدين شيرازى (634-710).
7- نفائس الفنون محمد بن محمود آملى (000-753).
8- مقدمه تاريخ ابن خلدون (732-808).
9- مفتاح السعادة احمد بن مصطفى معروف به طاش كبرى زاده (901 - 968).
10- كشاف اصطلاحات الفنون محمد بن على تهانوى متوفى بعد از 1158.
مهمترين طبقه بنديهايى كه از علوم در تمدن و فرهنگ اسلامى شده است طبقه بندى ابن نديم , بيرونى و اخوان الصفاء و طبقه بندى قطب الدين شيرازى است كه از علوم و معارف بشرى كرده اند.
ابن نديم دانشمند و كتاب شناس قرن چهارم است كه كتاب [الفهرست ] وى شاهكارى در طبقه بندى و كتابشناسى بشمار مى رود و براى اولين بار در تاريخ تمدن اسلامى و شايد هم تمدن بشرى بوسيله وى انجام شده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 8:57  توسط بذرافشان  | 

جرعه ای از شراب طهور

آن گاه که در تنگنای معاش زندگی،روزنه ی امید نداری
ببخش و انفاق کن و وسعت رزق از من بخواه (سباء/39)
آن گاه که می خواهی خوشبختی را گرم در آغوش کشی
تسلیم درگه من باش (زمر/54)
آن گاه که خواهان رسیدن به سرزمین سبز بندگی هستی
مرا بپرست تا به راه راست هدایت شوی (یس /61)
آن گاه که می خواهی ثروتمندترین و توانگرین باشی
مالت را در راه من صرف کن تا آن را زیاد کنم (تغابن/17)
آن گاه که روحت در حسرت یک سنگ صبور ،در تب و تاب است
به هنگام صبح و شام ،خدای را تسبیح بگوی (آل عمران /41)
آن گاه که منیت و غرور در بند بند وجودت ،ریشه دوانید
سجده کن و تقرب بجوی (علق /19)
آن گاه که در ورطه غفلت و بی خبری از یاد خدا غرق در نعمت شدی
به هوش باش که در عرصه آزمون الهی به سر می بری (جن /17)
آن گاه که مغرور به زندگانی دنیا شدی
هوشیار باش که شیطان ، در فریب توست
آن گاه که خواهانی لحظه به لحظه نعمت ،بر تو افزون گردد،
نعمات الهی را شاکر باش تا آن ها را زیاد کنم (ابراهیم/7)
آن گاه که در فراز و نشیب زندگی ،غافل از یاد خدا در حال بریدنی ،
از رحمت لایزال الهی مایوس نباش(عنکبوت/23)

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 18:44  توسط بذرافشان  |