جايگاه كتابخانه در جامعه
انسان در قرن پانزدهم هجرى شاهد بيشترين شكوفائى تلاش علمى دانشمندان و تبادل اطلاعات و تاثير متقابل فرهنگهاست . مفاهيم و دست آوردهاى دانش بشرى در همه جا نفوذ كرده و تغييرات بسيارى در رابطه ميان انسان با جهان پيرامون خود به همراه آورده است .
رشد روزافزون تكنولوژى در عرصه ارتباطات به سرعت درحال پيشرفت است و تاثيرگذارى و تاثيرپذيرى فرهنگها از يكديگر پيچيده تر شده است .
فهم دينى , علوم انسانى و اجتماعى , هنر و افكار عمومى و انتظارات سياسى ملت ها و ... همگى عرصه تغييرات شگرفى قرار گرفته است .
در اين ميان نخبگان فرهنگى هر ملت در ارائه راه صحيح و متناسب با زمان سهم اساسى دارند, ايران اسلامى مى كوشد هويت دينى , فرهنگى و ملى خود را در چنين شرايط و عصر حاضر بازسازى كند.
بهترين طريق پاسخ به پرسشهاى نوين امروزى و امكان دسترسى به پاره اى از مفاهيم فرهنگى دنياى جديد و آشنائى با افكار متفكران ا زجنبه هاى مختلف و فهم اوضاع و احوال زمانه از طريق كتاب و كتابخانه ميسًر است , چه كتابخانه گنجينه دانش بشر و سنگ بناى تمدن و پايگاه نشر افكار و مركز قدرت مى باشد, فرهنگ نوين هرملت حاصل ميراث گذشته آن است كه به صورت مكتوب و مدون به منظور استفاده همگان در كتابخانه ها نگهدارى مى شود.
هر انسان متفكر و دانشمند مى خواهد بداند ميراث و تمدن نياكان و انديشه و كردار گذشتگان او چيست ؟ اين پژوهش در كتابخانه ها ممكن است .
كتابخانه ها نيز در حد خود به منظور توسعه علوم مى كوشند كه از عهده نيازمنديهاى مراجعين و مشكلات ناشى از رشد عظيم و ظاهرا بى پايان اطلاعات و دانش بشرى برآيند.
به گواه تاريخ محكمترين پايگاه برا ى محفوظ ماندن ذخاير و سرمايه هاى معنوى جامعه كتابخانه است .
كتابخانه يكى از عوامل مؤثر در حفظ آثار تمدن نياكان , ميراث فرهنگى , انديشه هاى علمى گذشته و افكار مختلف جامعه كنونى مى باشد.
جمع آورى و نگهدارى كتاب و در دسترس قرار دادن آن , بزرگترين خدمت به انديشمندان و پژوهشگران است .
كتاب و كتابخانه در شكل دادن به عقايد و افكار مردم نقش مهمى به عهده داشته و دارد, تا آنجا كه توسعه بزرگان اسلام بوده است .
تاريخ تشيًع در اين افتخار بزرگ سهم به سزائى داشته است به حدى كه در هيچ يك از مذاهب اسلامى نظير آن ديده نمى شود.
خدمات صادقانه اصول اخلاقى , نشر معارف اسلامى , تاليف كتب و تاسيس مدارس و مراكز علمى , دانشگاهها, رصدخانه ها و كتابخانه ها و ... كه بوسيله شيعه (كه بيشترايرانى بوده اند) انجام گرفته قابل احصاء و شمارش نيست .
به گفته بين امام اول تا يازدهم 400 جلد كتاب توسط علماى اماميه تاليف شده است كه آنها را كتب اصول مى خوانند.
اين همه كار و كوشش و اثر و خدمت و بوجود آمدن فرهنگى چنين پهناور و غنى در خلال تاريخى چنان پر حادثه ,نتيجه كرده اند, زواياى افكار و انديشه هاى بشرى را در سير به سوى كمال مطلق روشن گردانيده , زمينه ترقى را بخصوص برا ى جهان تشيًع فراهم آورده اند.
طبقه بندى علوم در اسلام در تواريخ مسطور است نخستين كس از مسلمين كه به نقل علوم در اسلام پرداخت خالد بن يزيد بن معاويه (متوفى 85 هجرى ) بود كه به يارى يكى از علماى اسكندريه به نام [اصطفان القديم ] به نقل بعضى از كتب كيميا مبادرت كرد.
ترجمه كتب علمى در دوره اسلامى از عهد خلفاى اموى آغاز شد و توجه به طب از باب حاجتى كه بدان وجود داشت , زودتر و بيشتر از ساير علوم در اسلام صورت گرفت .
از اواسط نيمه گشت و نژاد ايرانى در همه امور و شؤون نفوذ و دخالت يافت , طبعا به سابقه تجربيات و استعداد علمى كه در ايجاد تمدن داشتند شروع به ترويج علوم و فنون نمودند كه حتى خلفاى اسلامى هم از اين حيث تحت تاثير محيط ايرانى خود قرار گرفتند چنانكه سليمان بن عبدالملك گفت : [عجبا ايرانيان هزار سال حكمفرمائى كردند ساعتى به ما احتياج پيدا نكردند و ما چند سال خلافت كرديم يك ساعت بى مساعدت آنها نتوانستيم زندگى كنيم .]
مسئله طبقه بندى علوم به دنبال نقل علوم عقلى و منطقى از منابع يونانى به عالم اسلام مورد توجه دانشمندان مسلمان واقع شد.
اگرچه بعضيها معتقدند و مى نويسند:... بطوريكه تاريخ نشان مى دهد در زمان اسكندر مقدونى كتابها و آثار تمدن خاور زمين و ايران غارت گرديد بسيارى از آثار و نوشته ها به يونان برده شد, شايد مورد استفاده ارسطو و شاگردان او قرار گرفته باشد.
علما و فيلسوفان مسلمان ا زهمان ابتداى تكوين فرهنگ عميق اسلامى به اهميت طبقه بندى و ايجاد سلسله مراتب علمى پى برده و در طول تاريخ تمدن و فرهنگ غنى و گسترده اسلامى طبقه بندى علوم مورد بحث دانشمندان اسلام بوده است , مع الاسف در قرنهاى مختلف بر حسب اوضاع و احوال سياسى در مقاطعى متوقف گرديد و امروز ملل مغرب زمين با فخر و مباهات بضاعت ما را به ما تحويل مى دهند كه گوئى ما از آن در طول تاريخ بيگانه بوده ايم .
شواهد و مدارك تاريخى نشان مى دهد كه نياكان ما از ديرباز متوجه فضيلت تاسيس كتابخانه بوده اند و اين نهاد نزد آنان پايگاه والائى داشته است .
مدار فرهنگ ايران اسلامى بر كتاب و كتابت است .
تاريخ تمدن اسلامى حاكى از آن است كه توجه به كتابخانه به عنوان نهادى با آثار اخلاقى , اجتماعى , آموزشى و سياسى هميشه مورد توجه بوده است , عقايد و فرهنگ ايرانى و اسلامى در ارج نهادن به مقام كتاب و كتابخانه مشهور است و كتابخانه هاى عظيمى در تمدن اسلامى ظاهر شده كه كانون فرهنگى روزگار خود محسوب مى شده اند.
به شهادت تاريخ در جهان اسلام هرگاه نام كتابخانه مهمى مى بينيم در كنار آن سخن از فهرستى است كه براى كتابها و نسخه هاى آن ترتيب داده اند.
براى نمونه :
1- كتابخانه چهارصد هزار جلدى مسلمانان در قرطبه (اندلس ) كه فهرستى در چهل و چهار جلد داشته است .
2- كتابخانه عظيم سامانيان در بخارا كه در خانه اى بوده است داراى حجره هاى بسيار كه در هر حجره موضوع خاصى بوده است و فهرستى داشته كه ابن سينا بخشى از آن كتابخانه را مورد مطالعه و استفاده قرار داده است .
3- كتابخانه دارالعلم فاطميان در قاهره كه شمار كتابهاى آن در اواخر به يك ميليون و ششصد هزار جلد مى رسيد و نام و نشان كتابها روى برگهاى متعدد ثبت شده بود و از به هم پيوستن آن فهرستى بس سترگ توانستند ساخت .
4- كتابخانه بسيار بزرگ مامون خليفه عباسى كه پر از كتابهاى گوناگون به زبانهاى مخلتف بود و ابن مسكويه فهرستى از آن ياد كرده است .
5- كتابخانه صاحب ابن عباد شخصيت نامدار سياسى و ادبى و مذهبى شيعى در رى كه صدو هفده هزار نسخه گرانبها داشت و فهرست آن به ده جلد مى رسيد.
6- كتابخانه عضدالدوله بويهى در شيراز كه فهرستهائى مرتب داشت و خود از بس عظيم بود بعضى ا ز دانشمندان بزرگ آن عصر معتقد بودند كه در انواع علوم كتابى تاليف نشده مگر نسخه اى از آن در آنجا هست .
7- كتابخانه آستان قدس رضوى [عليه السلام ] كه از قرن پنجم تا امروز كتابهاى بسيار بر آن وقف كرده اند و بارها نيز اقدام به تهيه فهرست براى آن شده است .
8- كتابخانه عالم بزرگوار شيعى سيد بن طاووس كه خود فهرست آن را در پاره اى از آثار خويش گنجانده است .
اينها نمونه اى بود از كتابخانه ها و فهرست نگارى مسلمين .
آگاهى از گذشته كمك ارزنده اى به نسلهاى آينده است و ريشه هركار عملى را در آثار قدما بايد جستجو كرد.
مسلمين پيش كسوتان علوم و فنون نبوغ ايرانيان در مسائل علمى بسيار چشم گير است .
بزرگترين دانشمندان و نويسندگان در رشته هاى علوم مختلف از ادبيات گرفته تا فقه و اصول و فلسفه , طب و نجوم و رياضى و غيره ايرانى بودند.
در تفسير و علوم قرآن : تبيان , مجمع البيان طبرسى , تفسير فخر رازى , كشاف زمخشرى و ... در فقه و حديث : صاحبان كتب اربعه شيعه (كلينى , صدوق و شيخ طوسى ) و مؤلفين صحاح سته اهل سنت (امام بخارى , مسلم نيشابورى و ...).
در لغت : فيروزآبادى و راغب اصفهانى .
در ادبيات : سيبويه , اخفش , كسائى , ابن كثير و ... در فلسفه : بوعلى سينا, بهمنيار, قطب الدين شيرازى و ... در رياضيات و علوم ديگر: خوارزمى , ابوريحان بيرونى , خيام نيشابورى و خواجه نصيرالدين طوسى و ... با تحقيق در تاريخ تمدن اسلام و تراجم دانشمندان مسلمان مى بينيم كه با الهام از رهنمودهاى پيغمبر اكرم (ص ) و ائمه طاهرين (عليهم السلام ) كشورهاى اسلامى بخصوص ايران در دامان خود بزرگانى جاودان پرورش داده است , كه نام گراميشان در صدر اسامى بانيان تم دن و بنيانگزاران مبانى دانش و فرهنگ بشرى جلوه گرى مى كند.
و تا تاريخ و انديشه بشرى وجود دارد و تا جهان برقرار مى باشد نام معلم ثانى , ابو نصر فارابى چون گوهرى درخشنده بر تارك افتخارات بشرى مى درخشند.
مگر نه اينكه او يكى از پايه گذاران فلسفه اسلامى يا فلسفه جهانى است پرورش يافت , صاحب نظران مى دانند كه او در حكمت و طب چه كرده است .
سهروردى زنجانى نابغه اى است كه نه تنها ايران و اسلام بلكه عالم انسانى به او مفتخر است .
امام محمد غزالى در عرفان , امام فخر رازى درعلوم مختلف , محمد زكرياى رازى در طب و خواجه نصير طوسى با تحرير اقليدس خدماتى به جهان نمودند كه جهان اسلام به چنين فرزندانى افتخار مى كند.
كلام شناس مى داند دشتكى ها و دوانى ها اين يكه تازان ميدان انديشه در بحثهاى خداشناسى و حكمت ربوبى چه كرده اند صدرالمتالهين نابغه ديگرى است در فلسفه و حكمت كه بى شك از درخشانترين چهره هاى قافله تمدن بشرى و بشريت است .
علاوه بر دانشمندان بسيار معروف كه ذكر شد.
در سراسر دنياى اسلام دانشمندان و مصنفين ديگر نيز همواره به پيشرفت طبقه بندى علوم كمكهاى شايانى نموده اند, با نظر اجمالى در طبقه بنديهائى كه از علوم مختلف درطول تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى شده است اين امر مستفاد مى شود كه حتى ورزش و اوزان و مقادير جزء علوم به حساب مى آيد.
در جهان اسلام در هر زمان دانشمندانى ظهور كرده اند كه طبقه بندى علوم آنها سرمشق ديگران قرار گرفته است .
كه در ذيل به كتابهائى چند كه طبقه بندى آنها معروف و مشهور است اشاره مى كنيم :
1- احصاءالعلوم ابونصر فارابى (260 - 339) ترجمه حسين خديو جم .
2- رساله اخوان الصفا قرن چهارم , ج 1, ص 202 تا 208.
3- مفاتيح العلوم خوارزمى (000-387).
4- منطق المشرقين رسائل ابن سينا (0 37 - 428).
5- جامع العلوم امام فخر رازى (543-606).
6- درة التاج قطب الدين شيرازى (634-710).
7- نفائس الفنون محمد بن محمود آملى (000-753).
8- مقدمه تاريخ ابن خلدون (732-808).
9- مفتاح السعادة احمد بن مصطفى معروف به طاش كبرى زاده (901 - 968).
10- كشاف اصطلاحات الفنون محمد بن على تهانوى متوفى بعد از 1158.
مهمترين طبقه بنديهايى كه از علوم در تمدن و فرهنگ اسلامى شده است طبقه بندى ابن نديم , بيرونى و اخوان الصفاء و طبقه بندى قطب الدين شيرازى است كه از علوم و معارف بشرى كرده اند.
ابن نديم دانشمند و كتاب شناس قرن چهارم است كه كتاب [الفهرست ] وى شاهكارى در طبقه بندى و كتابشناسى بشمار مى رود و براى اولين بار در تاريخ تمدن اسلامى و شايد هم تمدن بشرى بوسيله وى انجام شده است .
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 8:57  توسط بذرافشان
|
